رحمت عام و رحمت خاصّ پروردگار متعال
4لذا بایستی که هوای این قضیه را هم داشته باشیم. خلاصه انشاءاللَه به آن میرسیم، عجله نکنیم انشاءاللَه در شبهای بعد به این مسائل رسیدگی میشود و مطالبی که خب هست و کم هم نیست.
دیشب عرض شد که خدای متعال و اولیاء او نظره واحده دارند نسبت به بندگان، همه یکسان هستند، همه در تحت یک نسق و یک میزان و یک استوا قرار دارند و این مطلب در بین اولیاء پروردگار هم به عنوان یک صفت و یک ملکه ارتکازی است، نه به عنوان یک حال، که انسان افراد را به یک میزان و به یک حساب در نظر بگیرد، این یک ارتکاز است، یک ملکه است، یک صفتی است از صفات پروردگار که صفت رحمت عامه او است که به مقتضای رحمت عامّه همه افراد مشمول حکم و تکلیف ظاهر هستند، همه آنها، و ما این را مشاهده میکنیم، در تاریخ مشاهده میکنیم، در سیره ائمه این مسئله را مشاهده میکنیم، در سیره اولیاء خدا این مطلب را مشاهده میکنیم، که به این کیفیت بوده، این که همه مکلّف به یک حکم هستند این یک مسئلهای است که استثنا برنمیدارد، بله ممکن است در بعضی از موارد آن ولی الهی خود تشخیص بدهد که موضوع این تکلیف فرق کرده و بر اساس تبّدل موضوع، تکلیف و حکم هم فرق کند، اتفّاق افتاده، در بعضی از موارد دیده شده.
حتّی در زمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام در بعضی از موارد یک حدّی بر یک نفر شرعاًو به حسب ظاهر آن حد ثابت بود و بعد به واسطه تبدّل حال، خود حضرت آن حد را برمیدارد، موضوع در آن جا عوض میشود، البتّه این کار همه کس نیست، کار، کار خود او است نه کار ما که بیاییم بر اساس سلیقه و نقصان علمی و معرفتی و فهمی و ادراکی خویش بخواهیم موضوعات را عوض کنیم و تغییر و تبدّل در احکام به وجود بیاوریم، این مسئله مربوط به خود ائمّه و معصومین است و در مرتبه بعد آن کسانی که تالی تلو آنها هستند از اولیاء و از عرفای باللَه و بأمراللَه که علماء باللَه هستند و آنها افراد معدود و جزء مستثنیات بنی آدم و افراد بشر هستند نه هر کسی بیاید خودش را از اولیای خدا معرفی کند و از عرفا که بله چه عرض کنم دیگر میشود جنگل مولا و برکة السّباع.

