اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رحمت عام و رحمت خاصّ پروردگار متعال

14065
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

رحمت عام و رحمت خاصّ پروردگار متعال

2
  •  

  •  

  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم‌

  •  

  •  

  • حُجَّتِى یا اللَه فِى جُراتِى عَلَى مَسئَلَتِک مَعَ اتیانِى مَا تَکرَهُ جُودُک وَ کرَمُک، وَ عُدَّتِى فِى شِدَّتِى مَعَ قِلَّةِ حَیائِى رَافَتُک وَ رَحمَتُک‌

  • حجت من ای خدا در جرأتی که دارم، جرأت به سؤال خودم از تو، با وجود انجام آن اموری که مورد رضایت تو نیست و مورد کراهت تو است، آن جرأت ناشی از رأفت، ناشی از جود، بخشش و اعطاء و همین طور بزرگواری تو است.

  • عرض شد حجت به معنای پشتوانه است، دلیل، پشتوانه، دلگرم کننده، علّت، اینها همه ناشی از همین مسئله پشتوانه بودن است. می‌گویند آقا برای این مسئله حجّت شما چیست؟ یعنی به چه پشتوانه‌ای شما این مطلب را می‌گویید؟ شما حجّتت را بیاور یعنی پشتوانه خودت را بیاور شخصی که ادّعا می‌کند در محکمه می‌گویند حجت شما چیست؟ یعنی پشتوانه شما چیست؟ به چه دلگرمی به چه پشتوانه‌ای، به اتکایی شما این مطلب را مطرح می‌کنید؟ حجّت به معنای پشتوانه است، پشتوانه در مسائل علمی، پشتوانه در دعاوی، پشتوانه در مسائل اجتماعی اینها همه به معنای حجّت است.

  • در اینجا امام سجاد علیه‌السّلام عرضه می‌دارد که پشتوانه من که حالا این کار خلاف را دارم می‌کنم، خب مقتضای کار خلاف این است که انسان دیگر از آن شخصی که خلاف او انجام داده توقّعی نداشته باشد با او روبرو نشود و خود را از او پنهان کند، پنهان کند این جرأتی که دارم نسبت به سؤال خودم از تو این به چه پشتوانه‌ای است؟ من دارم گناه تو را انجام می‌دهم من دارم عصیان می‌کنم من دارم بر خلاف رضای تو و آن چه که موجب کراهت تو است من دارم الآن از تو درخواست می‌کنم خیلی عجیب است.

  • همان طوری که عرض کردم در شبهای گذشته انسان بیاید پشت سر یک نفر هزار و یک حرف بزند و بعد هم توقّع داشته باشد که آن شخص با او با روی خوش برخورد کند، اگر ما بدانیم که فردا در فلان اداره سر و کارمان با فلان شخص می‌افتد خب دیگر پشت سرش حرف می‌زنیم؟! می‌ترسیم مبادا شخص این حرف را به گوش او برساند، فردا که می‌رویم آن جا آن هم کار را به تسویف بگذراند، آقا برو فردا بیا، فعلًا وقت ندارم، الآن کارهای دیگری در دست اقدام است، الآن مسائل مهمتری است، همین طور مسائل را بگرداند و چرا این کار را می‌کند؟ می‌گوید آقا امروز این آقا آمده به من مراجعه کرده در حالتی که دیروز پشت سر من حرف زده در فلان مجلس غیبت مرا کرده، یا در فلان مجلس به من اتهام زده، حالا با چه رویی دارد می‌آید؟ می‌خواهد من کارش را رفع و رجوع کنم، با چه رویی دارد می‌آید؟ او هم انجام نمی‌دهد حالا ما می‌دانیم که فردا سر و کارمان با کیست، این را می‌دانیم که فردا باید خلاصه با کی طرف بشویم، بالاخره دنیا را یک جوری می‌گذرانیم، این دو روز دنیا را یک جور تمام می‌کنیم، مثل سایر افراد نیستیم که آنها قائل به معاد نیستند، قائل به روز رستاخیز نیستند، بالاخره به روز حساب و کتاب اعتقاد داریم، ایمان داریم ولی در عین حال هم بر خلاف رضای او عمل می‌کنیم، در این دنیا بار خود را سنگین می‌کنیم، این روی چه حسابی است؟ جهتش چیست؟