حاکمیت، عدالت و عملکرد امیرالمؤمنین علیه السلام
9امیرالمؤمنین کسی بود که اطرافیان نمیتوانستند در او تأثیر بگذارند نمیتوانستند با نگاهها او را از آن عزم و تصمیمش سست کنند و پایین بیاورند بلکه در یک همچنین مواقعی عزمش اتفّاقاً قویتر میشد و شدیدتر میشد و نسبت به آن مطلبی که مورد نظر داشت مصمّمتر بود، مصمّمتر بود فعلًا دارم پاشنه را چیز میکنم لنگه کفشم را دارم وصله میکنم بروید حالا فعلًا دیر نمیشود لنگه کفشم را چیز کنم بعدا اینها مسائلی است که باید آن فردی که متعهّد و مسئول یک مسائل و یک جریاناتی است اینها را بخواند بخواند که در تاریخ ائمه چه مسائل و ریزهکاریهایی بوده!
آن چه را که ما از امیرالمؤمنین فرا میگیریم شمشیر کشیدن و سر مرهب و خیبر را فتح کردن نیست، جهان گشایی نیست. نادر هم بلد بود این کارها را انجام بدهد، رستم دستان هم بهتر از نادر بلد بود این کارها را بکند، البته اگر صحّت داشته باشد و اساطیر و تخیلات نباشد. پهلوانها بودند، افرادی بودند، شما خیال میکنید امیرالمؤمنین فقط اول پهلوان عالم بود، نخیر پهلوانانی بودند از او هم بالاتر، آن عمربن عبدود از امیرالمؤمنین قطعاً قویتر بود و قطعاً پهلوانتر بود و قطعاً غلبه میکرد حالا آن شهامت امیرالمؤمنین و خواست پروردگار به نحوی بوده که به این کیفیت باشد، ائمه این طور نبودند که حالا چون امام است باید از نظر ظاهر هم از همه قویتر باشند، نه آقا، امام جوادی که در یازده سالگی به امامت رسید آن از نظر تواناییهای ظاهری هم در حد افراد بزرگ بود؟ خب این طور که نبود، آن امامت مسئله دیگری است ولایت پرودرگار مربوط به عالم روح و به عالم نفس برمیگردد، امام زمان در چند سالگی به امامت رسید؟ در پنج سالگی رسید. پنج سالگی یعنی پنج سالگی نه پنجاه سالگی، پنج سالگی یعنی پنج سالگی که آن شخص میگوید ما همین طور ایستاده بودیم و داشتیم منتظر بودیم این بدن مبارک امام عسگری علیهالسّلام روی زمین بود و قرار بود که بر او نماز بخوانند در این موقع دیدیم که برادر او جعفر آمد که بر بدن حضرت نماز بخواند همین که میخواست بخواند و صفها منعقد شده بود یک مرتبه دیدیم از اندرون یک طفل پنج سالهای که دارای چه اقتدار، چه جبروت، چه سیما و چه تلألؤ بود آمد و در جای خود همه را منکوب کرد.

