اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حاکمیت، عدالت و عملکرد امیرالمؤمنین علیه السلام

14535
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

حاکمیت، عدالت و عملکرد امیرالمؤمنین علیه السلام

7
  • در زمان گذشته خب ما که یادمان می‌آید چه بر سر این دودمان پهلوی آمد واقعاً، آن ظلم‌هایی که کردند آن کارهای خلاف و وقتی صحبت می‌کردند خودشان را حاکم علی الإطلاق اصلًا جلوه می‌دادند، حکم حکم ما است و در صحبت‌هایشان، الآن نیست؟ می‌گفتند دستور دادیم، فرمودیم می‌گفتند دیگر در صحبتها در این دستورالعملها نوشته‌ها، رأی نمی‌دانم اعلیحضرت چه چه همایونی کذای کذای بر این تعلق گرفت، اراده صنیعه نسنیه بی‌سمّیه اینها همه چه شد؟ در یک شب همه چیز به هم پیچید و این طومار و آن دودمان را محو کرد و نیست کرد و نابود کرد کأن لم یکن شیئا مذکوراً اصلًا انگار نبوده، اصلًا انگار نبود آن چنان به هم پیچید، این اراده پروردگار و این مشیت قاهره ازلی آمد و چنان دودمان اینها را به هم پیچید و فضا را به نحو دیگری تغییر داد و جو را به قسم دیگری برگرداند و اوضاع را به شکل دیگری که اصلًا انسان می‌گفتند اصلًا یک همچنین سلطنتی بوده کأن لم یکن شی‌ء بالأمس، اصلًا انگار چیزی در دیروز نبوده بالاخری یکی برود دو تا بماند دو تا برود سه تا بماند هیچ تمام شد تمام تمام اینها برای انسان عبرت است همیشه و عجیب این جا است که ما عبرت نمی‌گیریم، نمی‌گیریم. 

  • دنیا ما را می‌گیرد مطالب را ما فریب میدهد اطرافیان ما را اغواء می‌کنند دست بوسان و چاپلوسان راه باز شدن دریچه حقایق را می‌بندند فکر و ذهن ما را به سمت و سوی تصوّرات و ذهنیات باطل سوق میدهند و بر همان مرام و مقاصدی که دارند به حرکت درمی‌آورند گیج و گنگ نمی‌دانیم به چپ برویم به راست برویم چه کنیم؟! این مسئله مسئله است امیرالمؤمنین که حاکم اسلام بود این مسئله را همیشه در نظر داشت دو روز به او فرصت دادند در این دو روز این کارها را انجام بده تمام شد همین سر سوزنی احساس استقلال و تعلّق نسبت به عجیب عجیب عجیب کفش پاره را دارد وصله می‌زند، جنگ می‌خواهد شروع شود این دارد وصله می‌زند که خار نرود در پایش، ابن عباس می‌گوید که یا علی الآن موقع وصله زدن است یک نگاهی به او می‌کند با زبان بی زبانی، یعنی زبان حال، با زبان حال می‌گوید تو هنوز امامت را نشناختی، تو هنوز من را نشناختی؟ الآن شما نگاه کنید، می‌بینند لشگر از آن طرف اینها از این طرف بیا برو فرمانده‌ها همه منتظر، امیرالمؤمنین بیاید و دستور حمله بدهد میمنه به کجا برود میسره به کجا برود و تمام اینها و او نشسته دارد وصله می‌کند که به پایمان تیغ نرود، خب کفش پاره باشد تیغ می‌رود، سنگ می‌رود حواسمان پرت می‌شود دردمان می‌آید، یک‌خرده وصله کنیم ببینم چکار می‌کنیم، یکی است، وصله کردن و فرماندهی یکی است.