اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حاکمیت، عدالت و عملکرد امیرالمؤمنین علیه السلام

14535
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

حاکمیت، عدالت و عملکرد امیرالمؤمنین علیه السلام

6
  • باتُوا عَلَی قُللِ الاجب***ال تَحرُسُهُم‌ غُلْبُ الرجالِ فَلَن تَنفَعهُم القُلَ لُ‌
  • عجیب این اشعار امام هادی علیه‌السّلام بند بند بدن انسان را به لرزه می‌اندازد، مگر می‌شود از تقدیر خدا فرار کرد؟ وقتی که این جریان آمریکا و عراق پیش آمد و در همان ابتدا که اینها می‌گفتند که شما از این وسایل و اسلحه‌های مدمّره جمعی دارید، کشتار جمعی به اصطلاح و اینها می‌گفتند نداریم، آنها هی می‌گفتند دارید، اینها می‌گفتند بابا پرونده آن دارد بسته می‌شود، قضایا این نیست، به رفقا می‌گفتم دیگر کار این تمام است حالا هی جز و ولز و بالا و پایین، ای داریم، ای نداریم، ای بفرستید افراد را بیایند نگاه کنند، بابا بگذار برو دیگر، دیگر پرونده تو بسته شده ملفّ دیگر مختوم شده است، ملفّ شما، پرونده شما ... منتهی او نفهمید آن احمق هی ایستاد، هی سماجت کرد، هی پافشاری کرد تا کار را رسانید به آن جا که آنها آمدند زدند و گرفتند و حمله کردند و چه کردند و بعد هم خب بله و هکذا کان عاقبة الظّالمین نسبت به این جبابره که اینها چطور آن آیه دارد که نسوا اللَه فانساهم انفسهم وقتی که خدا را فراموش می‌کنند آنها هم دیگر از موقعیت خودشان غافل می‌شوند مثل گیج آدم، گیجی که نمی‌فهمد دارد چکار می‌کند، وقتی که دیدم این صحبتها هست هنوز ابتدای آن بود دیدم به این پرونده این جناب هم پرونده‌اش بسته شده و کار به این کیفیتها نیست. حتّی یک مرتبه من داشتم این اخبار را می‌شنیدم راجع به نماینده ایشان در سازمان ملل داشت که التماس می‌کرد که آقا بیاید شما ببینید، ببینید اگر موردی پیدا کردید هر کاری خواستید بکنید، آنها هم به او می‌خندیند همان‌ها به او می‌خندیدند. 

  • می‌خندیدند آن موقع هم خودش نمی‌فهمید که این بازی است، همان نماینده خبر نداشت، که بابا اینها همه بازی است و باید قضّیه تمام شود و این عجیب است‌ الظّالم سیفى أنتقم به و أنتقم منه‌ حدیث قدسی است ظالم شمشیر من است که به واسطه او انتقام می‌گیرم از کسان دیگر، این که می‌گویند به جان هم می‌اندازیم این است دیگر و از خود او هم انتقام می‌گیرم، از خود او، نوبت خود او هم یک روز خواهد آمد و انتقام خواهم گرفت وقتی که متوجّه شد که تمام اینها برای این بوده، و خلاصه بهانه و وسیله است و آمدند و گرفتند و اینها من گوش می‌دادم دیدم که آن خبرنگار از او می‌پرسد چه شد این‌ قضیه این پرونده و این مسائل سلاحها؟ و این یک عبارتی گفت‌the play finished بازی تمام شد بازی تمام شد همه آن بازی بوده پلی فینیش. چیست این قضیه؟ مسئله چیست؟ واقعاً اینها یک روزی فکر می‌کردند که به این روز بیافتند؟ نه، وقتی صحبت می‌کردند از سیمای آنها تکبّر، از سیمای آنها قساوت، نخوت، فرعونیت انسان می‌بیند می‌بارد، خب اگر تو به این نهایت بازی فکر کنی این طور صحبت نمی‌کنی، این طور مسئله را مطرح نمی‌کنی. آن دل تو و قلب تو اجازه نمی‌دهد به تو که این گونه با مردمت برخورد کنی، مواظب باش که آن شمشیر عدل الهی همیشه از نیام بیرون است و هیچ گاه در نیام نمی‌رود این مسئله هست.