حاکمیت، عدالت و عملکرد امیرالمؤمنین علیه السلام
2أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
حُجَّتِى یا اللَه فِى جُراتِى عَلَى مَسئَلَتِک مَعَ اتیانِى مَا تَکرَهُ جُودُک وَ کرَمُک، وَ عُدَّتِى فِى شِدَّتِى مَعَ قِلَّةِ حَیائِى رَافَتُک وَ رَحمَتُک
حجت و پیشبرنده من ای خدا در جرأت و در همّت و اهتمام و پافشاری بر سؤالی که دارم نسبت به تو و درخواستی که نسبت به تو دارم، آن چه که مرا به پیش میبرد و باعث میشود و دلیل من است، در عین گناهانی که انجام میدهم و عصیانی که میکنم و آن چه را که بر خلاف رضای تو است و موجب کراهت تو است انجام میدهم همان بخشش تو و بزرگواری تو است، بخشش نه به معنای مغفرت بلکه به معنای جود و به معنای عطا، اعطاء عطا این مسئله است.
آن بخشش بی نهایت تو و جود و سخاء تو در اعطاء مواهب و کرامت و بزرگواری تو هر دو ضمیمتاً موجب شده است که من با وجود عصیانی که دارم و خلاف رضای تو را انجام میدهم در عین حال جرأت داشته باشم و به سمت تو بیایم و درخواستم را از تو بکنم و به سمت کسی دیگری نروم، این مسئله هر دو ضمیمه شده است.
حافظ یک شعری دارد خیلی شعر قشنگی است الآن یکدفعه به ذهنم آمد که میفرماید:
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت *** آری به اتفّاق جهان میتوان گرفت خیلی شعر زیبایی است او هم در همین زمینه و در همین راستا این بیان خود را عرضه میدارد، بعضیها زیبا هستند ولی با نمک نیستند بانمک بودن یک جاذبه دیگری دارد یک جذب خاصّی دارد بعضیها بانمک هستند و زیبا نیستند حافظ میخواهد بگوید این محبوب من و معشوق من میخواهد بفرماید، دوباره ما گفتیم میخواهد بگوید، استغفراللَه، یک روز پیش مرحوم آقا بودیم در بیمارستان گفتم حافظ میگوید گفتند: چی گفتی آقا؟ حافظ میفرماید! ما دیگر بنا گذاشتیم که این طور بگوییم ولی خب دیگر از نفس و جهالت ما گاهی خلاف ادب، جسارت میکنیم حافظ علیهالرّحمة میفرماید که این محبوب من و معشوق من هر دو حیثیت جذب را با هم دارد هم زیبایی دارد و هم ملاحت دارد و هر دوی اینها را با هم جمع کرده و هیچ نقطه ضعفی از این نظر در سیمای او نیست، در سیمای او وجود ندارد که این اشاره به اسراری است دیگر ...

