اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او

14129
سال 1431
جلسات

جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او

18
  • من شنیدم بعضی از این همین پهلوانها و کشتی‌گیرها از همین مسلمانها وقتی که احساس می‌کردند در مصاف با حریف، حریف از فلان نقطه ضعف دارد مثلا فرض کنید که دستش درد می‌کند، پایش درد می‌کند، یا گردنش، کاری نمی‌کردند که از آن نقطه ضعف وارد شوند این را نامردی می‌دانستند، این را نالوطی‌گری می‌دانستند، این را خلاف مروت تلقی می‌کردند، که حالا که دارد با این کشتی می‌گیرد حالا که با این الان فرض کنید که پایش درد می‌کند از همان جا وارد بشود و از همان نقطه ضعف، حریف را به زمین بزند، نه، بلکه از قسمت دیگری وارد می‌شد، از قسمت دیگر، این مسئله یک‌دفعه آمد به ذهن من: شما خودت داری این حرفها را می‌زنی داری می‌گویی جد ما این طور بود، امام ما این طور بود، تمام جریان صفین را همه را بر باد داد! برای یک عملی که اگر ما بودیم آن عمل را صد در صد انجام می‌دادیم، صد در صد انجام می‌دادیم، خب یک آدم لامذهب بی‌دین آن هم تازه برای فرار از مرگ آمده این جوری کرده، تازه بدتر! چند تا دیگر هم فرض کنید که ... بله بهتر او را خلاصه مستفیض می‌کردیم!

  • و در حالی که امیرالمؤمنین تمام این جریانات آمد مرور کرد، این مدتی که جنگ است، کاری که کرده، معاویه، حرفها، حکومت، همه اینها مبتنی بر این است که شمشیر را بیاورد بالا، بابا بیاور دیگر تمامش کن! ولی یک دفعه می‌بیند اگر این عمل را انجام بدهد ... این عملش (عمروعاص) مثل همان کلک بالا زدن قرآن روی نیزه است، هر دو مسئله از یک جا نشأت می‌گیرد، یک‌دفعه امیرالمؤمنین مسئله را نگاه می‌دارد و می‌ایستاند، نه، من از نقطه ضعف حریف وارد نمی‌شوم، این الان احساس عجز کرده، من علی وقتی شمشیر می‌زنم که او هم مثل من روی اسب باشد، آن هم شمشیر داشته باشد، او هم در مقام مقابله باشد، نه این که برود کنار، در مقام مقابله باشد، شمشیر را برهنه کند، به مصاف من بیاید، من هم می‌روم جلو، یکی او می‌زند یکی من، ولی این که الان شمشیر را انداخته، و اوضاعش را این جوری درآورده تا مسئله را به این کیفیت تمام کند، این عملی که الان من انجام می‌دهم استفاده از ضعف حریف است، و علی این کار را انجام نمی‌دهد، یعنی تمام هجده ماه جنگ رفت به هوا رفت! هوا!