
جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او
جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او
19گفتم خب بسم اللَه حالا نوبت جنابعالی است، البته خب این ربطی به او ندارد، ولی هر کسی به اندازه خودش برایش در زندگی پیش میآید، خدا پیش میآورد، آقاجان! هم برای بنده، هم برای سرکار، پیش میآورد، قشنگ هم پیش میآورد، خودش هم خوب بلد است، قشنگ میگذارد زحمتها را از اول بکشیم، اول که پیش نمیآورد، زحمتها را همه میکشی، میکشی، به آن نتیجه که رسیدی، ایست، ا ا خب اگر قرار بود که به اینجا برسیم و این جوری بشود خب از اول یک چیزی پیش میآمد که این جوری نشود! خدا میگوید: نه، پلهها را باید تا آن بالا بروی، نروی هم آنجا ایستادی، باید پلهها را بروی، تا آن جا که رسیدی آن وقت صد متر ارتفاع پیدا کردی، خیال نکن افتادی، نه، در صد متری ایستادی، الان تو صد پله را طی کردی، در صد متری ایستادی، باید بروی و وقتی که رفتی این آزمون برای تو پیدا خواهد شد، این امتحان و این تجربه بعد از این طی این مراتب و طی مراحل و مشقات برای تو حاصل خواهد شد، نه قبل، قبل که هنر نیست، زحمت نیست، از اول آدم یک خواب میبیند خب فایده ندارد، اگر نتیجهاش معلوم باشد خب ول میکند میرود دیگر، خب این هنر نکرده دیگر، اینهایی که خواب میبینند و مکاشفه میبینند و بر اساس خواب و مکاشفه تغییر میدهند، به اندازه سر سوزنی آن خواب و مکاشفات دردی از آنها دوا نمیکند، هیچ دردی دوا نمیکند، آنها را همان جا نگه میدارد، تازه کیف هم میکند که مورد عنایت قرار گرفتیم، فرض کنید که مکاشفه شد و از غیب مسئلهای آمد ما را از او نجات داد، نه بابا این مکاشفه در سرت زد، این دست از غیب آمد ولی زد در سرت، چرا؟ مگر رشد تو قرار بود که این جوری انجام بشود؟ شاید رشد تو در این است که ورشکست شوی؟ باید ورشکست بشوی، رشد تو قرار است که مریض شوی، قرار است مریض بشوی، مگر اولیاء مریض نمیشدند؟ مگر اولیاء ورشکست نمیشدند؟ مگر ورشکست نمیشدند، میشدند دیگر، تا حالا دیدی یکی از اولیا به خاطر جلوگیری از ورشکستگی به آب و فلان و این حرفها رجوع کند؟ بنده سراغ ندارم، آنهایی که انجام دادند اولیاء نبودند، مراتب پایینتری بودند، اگر شما در کتب میبینید، اینها از اولیاء نیستند، اینها در همان رتبه میایستند در همان مرتبه توقف میکنند.
