اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او

14129
سال 1431
جلسات
نسخه عربی

جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او

9
  • بله، ما در این دنیا این طور هستیم، لذا مرحوم آقا می‌فرمودند که اولا غیبت کردن حرام است، حرام است غیبت بکنید ولی اگر یک وقتی این قضیه سر زد و این عمل حرام را انسان انجام داد، از روی غفلت و از روی جهالت و ندانم کاری، دیگر بلند نشود برود سراغ آن شخص بگوید آقا ما غیبت شما را کردیم! حلالیت می‌طلبیم! نه، نرود، چون تا وقتی که انسان بدی فرد دیگری را نگوید یک حسن ظنی از شخص در دل آن فرد دیگر موجود است، چون اطلاع ندارد، وقتی که اطلاع ندارد با عدم اطلاع بر این مسئلة قبیح و زشت با او برخورد می‌کند، سلام و علیک می‌کند، می‌گوید، می‌خندد، چون خبر ندارد که غیبتش را کرده، ولی وقتی که فهمید غیبت کرده، زنگاری می‌آید روی این دل را می‌گیرد، پرده‌ای می‌آید روی او را می‌اندازد، حالت او را نسبت به آن فرد عوض می‌کند و تغییر می‌دهد، دیگر وقتی به او سلام می‌کند تا چشمش می‌افتد ذهنش می‌رود به اینکه این غیبت من را کرده، پریروز فلان سخن نامناسب و غیر صحیح را دربارة من گفته، لذا انسان در ارتباط با افراد حتی از نظر عادی هم می‌فهمد که یک‌دفعه وقتی که چشمشان می‌افتد چه حالتی پیدا می‌شود، متوجه می‌شود که نکند این آقا فهمیده!، نکند که فلان قضیه را خبر پیدا کرده!، اطلاع پیدا کرده!، یعنی خود آن وضعیت، خود آن حالت شخص، بیانگر بعضی از مسائل باطن و مسائل مختفی هست.

  • حالا آن هم بر فرض بیاید و ذهن خودش را پاک کند ولی بالاخره می‌ماند یا نمی‌ماند؟ چند نفر هستند الان در میان ما، همین جمعیتی که این جا نشسته که وقتی احساس کنند که رفیقشان دیروز غیبتشان را کرده الان انگار نه انگار، هیچ مسئله نداشته باشند؟ چند نفر؟ دستشان را بلند کنند ببینم! نیست، این طور نیست، برای همین گفتند که این را انجام بدهید، این را انجام بدهید، این را انجام ندهید، برای همین آمدند دستورالعمل قرار دادند، آقا وقتی غیبت کسی را کردی نرو به او بگویی حلالیت ...، همین که به او می‌گویی کار خراب می‌شود، وقتی دیدی به گوشش رسید آن گاه برو و حلالیت بطلب، ممکن است یکی غیبتی کرده و آن شخص مخاطب هم شخص عاقلی بوده، دیوانه که نیست، معمولا در این گونه موارد دیوانه زیاد پیدا می‌شود تا آدم یک حرفی را می‌زند، خب بابا این غلط را کردم، تو هم باید صاف بروی بگذاری کف دست او و دو تا هم اضافه کنی؟ هان؟ این دستور ما است؟ یا این که نه، وقتی یک مطلبی را شخصی به شخص دیگر گفت، او باید بسنجد رساندن این مطلب به او به صلاح او است یا به ضرر او است، خب نگوید، بگوید این اشتباه را کرده، افرادی پیدا می‌شوند می‌گویند این را پیش من گفتی ولی دیگر جایی نگو، جایی نگو، یک وقت مطرح نکن، جایی حرف نزن، بعضی اوقات شخص می‌آید پیش من می‌گویم اصلا اقا بنده نشنیدم، دستم را می‌گذارم دم گوشم می‌گویم اصلا بنده نشنیدم، یعنی چه؟ یعنی اصلا این را تو نگفتی و جای دیگر هم نخواهی گفت، یا این که خب آقا بعدش را هم بگو ببینم!! بعدش هم خب چه شد؟!! آن چی شد؟!! آن چی شد؟!! بعد هم بلند شوم یک خرده با آب و تاب و پیاز داغ و روغنش را زیاد کنیم و بعد هم یک سر و صورت خوبی به آن بدهیم و برویم به شخص بگوییم، ای وای!! این از این طرف شروع کند آن از طرف شروع کند، این از این طرف، آن از آن طرف، بارها و بارها و بارها شده بود که بزرگان ما را از ورود در این گونه مسائل برحذر داشته بودند و می‌فرمودند الحذر الحذر الحذر از اطرافیانتان، الحذر از آن چه که بین اطرافیان شما می‌گذرد، مواظب باشید، تأمل کنید، احتیاط کنید، هر چیزی را نپذیرید، گوشتان را به هر سخنی ندهید، برای چیست؟ برای همین برای همین مسائل، برای همین گرفتاریها، برای همین است دیگر، برای این که به این جا نرسیم که بعد از پنجاه سال، شصت سال به اندازه بچه ده ساله نمی‌فهمیم که در کجا سوء ظن داشته باشیم، در کجا حسن ظن داشته باشیم، بخاطر هیمن حرفها است دیگر، همین مسائل، آنهایی که‌ می‌گفتند این چنین کنید یک چیزی می‌دانستند، اطلاع داشتند، می‌دانستند که شیطان در کمین است، می‌دانند که همیشه مراقب است.