جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او
8ببینید چه افرادی پیدا میشوند؟ واقعا چه افرادی در این دنیا پیدا میشوند؟ که سالک هم نیستند، در این حرفها هم نیستند، به فرمایش مرحوم حداد رضوان اللَه که میفرمودند: بعضیها راه نرفته سالک هستند، راه نرفته سالک هستند، اینها از جمله اینها هستند، از جملة این گونه افراد هستند، و بعد معلوم میشود که ایشان آن شب به زنش گفته بوده که راضی نیستم که تو این سرّ را فاش کنی، ولی حالا چه بوده که خدا خواسته از دهانش در بیاید و بگوید، حاکم (شخص تاجر) سابقا در همان چند سال پیش در یک سفری که میرفته در شام این قضیه را به هشام بن عبدالمک گفته بود که بله من وضعیتم این طور بود و آن طور بود و یک شخص آمد در منزل و این طور کرد و .... هشام خیلی ناراحت میشود، میگوید ای کاش میدانستی کیست، آدرسش کجاست ...
فردا صبح که میشود به همین حاکم میگوید بلند شو با هم برویم شام، میگوید نه، میگوید باید با هم برویم، فایده ندارد، ... با هم حرکت میکنند و میروند به شام، تاجر رو میکند به هشام میگوید که آن کسی که آن شب آمده بود این است، همین حاکم سرکار است که جنابعالی او را عزل کردید و به بنده دستور دادید که بر او شدید و سخت بگیرم و او را در غل و زنجیر قرار بدهم تا این که حساب و کتاب و دفتر و اینها را بیاید بپردازد، دیگر خیلی هشام منفعل میشود، شرمنده میشود و خلاصه مخیر میکند آن دو را به این که هر کدام میخواهند حکومت کنند، اگر نمیخواهند او را به جای دیگر بگذارد، آن حاکم قبول نمیکند و میگوید همین شخص است و من هم به کارهای عادی میپردازم، ولی به حکومت نمیپردازم، هشام قبول نمیکند و او را حاکم برای شهر دیگر قرار میدهد
خب ببینید چقدر این قضیه مهم است که انسان در روز قیامت در پیشگاه پروردگار یک مرتبه نگاه کند و ببیند عجب، خدا نسبت به او چه میکرده، چه لطفهایی داشته، چه مسائلی داشته، چه راههایی را برای او باز میکرده، و چه مصالحی را برای او به وجود میآورده، و چه موانعی را از سر راه او برمیداشته، که هر کدام این موانع میتوانست موجب قطع حیات او بشود و زندگانی او را تباه کند. یا این که زندگانی را تباه نکند ولی از نظر مسائل عادی و ظاهری چنان بر او سخت بشود که از مردن هم بدتر برای انسان بشود و در عین حال این گناه میکرده و اصلا توجه به این مطالب نداشته، سرش را بلند میکند خطاب میرسد ای بندة من تو که الان این محبتها و لطفهای مرا دیدی و از خجالت نمیتوانی سرت را بلند کنی چرا در دنیا در هنگام انجام عمل این فکر را نکردی؟ چرا آنجا این فکر را نکردی؟ البته روایت هست که بعدا به خدا میگوید خدایا من همین عبارت امام سجاد نگاهی به کرم تو داشتم که مرا به این مسئله واداشت و خطاب میرسد که از تقصیر تو گذشتیم، گذشتیم، تا حالا کرَم ما را هم ببینی! جود و کرم ما را حالا خودت بالعیان مشاهده کنی! که ما در چه موقعیتی قرار داریم.

