جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او
4التفات میکنید، یک خواب را جرأت نداریم برویم بگوییم، یک مسئله عادی که احساس میکنیم که مسئله یک جوری میشود، قضیه یک جوری میشود، شاید این طور به ما بگویند، شاید آن جور به ما بگویند، خب واقعش هم همین است، در این دنیا وقتی که انسان میخواهد با افراد تعامل داشته باشد، این تعامل حساب و کتابی دارد، آدم بیاید از یک نفر بدگویی کند، یک وقتی بدگویی بدگویی از روی تکلیف است باید بکند، باید در این موضع اقدام قاطع بکند، آن مسئله جدا است، یک وقت نه مثل کارهای ما که ٩٨ درصد همه را تکلیف میدانیم و اسم تکلیف روی آن میگذاریم و هر غلطی هم دلمان بخواهد انجام میدهیم، پشت سر رفیقش آدم میرود بدگویی میکند، پشت سر رفیق میرود غیبت میکند، پشت سر رفیق با سوءظن برخورد میکند در حالی که راه برای حسن ظن موجود است و باز است و وقتی به گوش طرف میرسد میبینیم هی میخواهد در برود ولی کار از کار گذشته، طبیعی است، این یک مسئله طبیعی است که انسان در ارتباطات خود وقتی میبیند .... خب عزیزم چرا از اول یک عملی را شما انجام بدهید که بعد مجبور شوید که هی در بروید؟! چرا از اول این کار را میکنید؟ یعنی حسن و قبح قضایا در گرو فهمیدن او است؟!! خودش هیچ حسن و قبحی در دنیا ندارد؟! ای وای، غیبت کردن هیچ اشکال ندارد فقط وقتی به گوشش دارد میرسد اشکال دارد؟! تهمت زدن به مردم هیچ اشکال ندارد؟! خب اگر اشکال داشت حرف نمیزدیم! پس معلوم است که اشکال ندارد که داریم تهمت میزنیم! پس معلومه اشکال ندارد که داریم دروغ میگوییم! پس معلوم است اشکال ندارد که داریم غیبت میکنیم! بدگویی مؤمن را داریم میکنیم! معلوم است اشکال ندارد! اگر اشکال داشت خب نمیکردیم! فقط ترس ما از این است که بگوشش نرسد! همین طور است دیگر، در میان خودمان اینطور نیستیم؟ هستیم دیگر، یعنی ما این طور باید باشیم که خود نفس فعل و نفس گفتار و نفس کردار مطلبی ندارد، اشکالی ندارد، یک مسئله عادی است، فقط اشکال در رسیدن این مسئله به گوش شخص است، نه، این غلط است، این صحیح نیست.

