جود و کرم خداوند سبب جرأت بندگان گنهکار بر تقاضاکردن از او
12پزشک که نمیتواند شفا این طوری بدهد، فوت که نمیتواند بکند، نسخه مینویسد نهایت قضیه این است که نسخه مینویسد، آن فوت کردن کار حضرت عیسی است، کار پزشک نیست، پزشک فقط نسخه مینویسد، تازه آن هم اگر اشتباه نکند! منظورش شاید این بود که خداوند مرا یکی از وسائط قرار داده که به واسطه این وساطت نفع ما به یک عده برسد و این استمرار حیات موجب بشود که عدهای از این بیماریها خلاصی پیدا کنند، بعد رو کردند به من گفتند به نظر شما ایشان کدام یک از این دو وجه را قصد کرده بود؟ من یکخرده فکر کردم گفتم در صورت حسن ظن خب وجه دوم، گفتند احسنت، این را باید همیشه شما ملاک در ارتباط با سخنان مردم و با افراد قرار بدهید، ببینید این طور میآیند و ریزه کاری را به انسان مینمایانند، که وقتی شما یک مطلبی را از یک فردی شنیدید و این دو وجه دارد و میتواند به یکی از آن دو صورت باشد شما چرا به آن صورت حمل میکنید؟ خب به این صورت حمل کن، مشکل حل میشود، دردسر ندارد.
یک نفر به من در خصوص کسی که از افرادی است که خب با ما مقابله و مخالفت دارند گفت فلانی راجع به شما یک همچین حرفی زده من یکخرده فکر کردم گفتم شاید منظور این بوده، گفت نه آقا، گفتم نه نداره شما که در شکم او نبودی، بله شخص مخالف من است، معاند با من است، دشمن من است، همه اینها به جای خود محفوظ، ولی من از کلام او این برداشت را میکنم خب هیچی تمام شد و ما رفتیم گرفتیم خوابیدیم، نه مسئلهای پیش آمد، نه آسمانی به زمین آمد و نه طوری شد، این طور بهتر است یا این که بگویم نه، نه، قیافه این اصلا تابلو است و نشان میدهد، این اصلا پیشانیاش میگوید که این منظورش چیست، من کجا بیایم این را حمل به صحت کنم! تازه تو نفهمیدی، تو تازه نرسیدی به نیت او، تازه اضافه بر آن چه که میگویی من خبر دارم که چه خبر است و فلان .... حالا بیا و درستش کن، خر بیار و باقالی بار کن، بزن بار بکن! این را بگو، حالا برو آن جا نقل کن، حالا برو آن جا بگو، آشوب به پا کن، یا اللَه! بیا بابا حمل به صحت کن و برو سرت را بگذار روی بالش بخواب، خُروپُفات برود بالا! بعد خواب هفت آسمون وشاه پریان و نمیدانم از این چیزهایی که در کتب حکایات و داستان هست برو بین ....!

