بررسی حیثیت ظاهری و باطنی اعمال در اتصاف به حسن و قبح
16یکی از دوستان میگفت وقتی که من مکه مشرف بودم درمکه آنجا یک شب نشسته بودم ونگاه میکردم جمعیت زیادی که دور بیت، در حال طواف بودن، فردیست اهل مکاشفه، مکاشفات خوبی هم دارد مشاهدات خوبی هم دارد ایشان گفتن داشتم نگاه میکردم اینها واین جمعیت زیادی بود من که کنار مسجدالحرام نشسته بودم، این جمعیت طواف کنندگان حتی تانزدیکهای من هم آمده بودند، خیلی وسیع این افراد داشتن طواف میکردند در دور بیت اللَه، همین طور من با خدا میگفتم خدایا اینها از این راههای دور آمدند اینها از این شدّ رها کردند سختیها را به خودشان خریدند، اززن وبچّههاشان دورشدن و آمدهاند در اینجا داشتم به لطف و کرم خدا و به کیفیت افاضه فکر میکردم که اینها چه افرادی هستند و چگونه مشمول رحمت خدا هستند یک مرتبه دیدم بالای کعبه یک کاسهای است، یک کاسه بسیار بزرگی است، از کعبه تقریبآ به فاصله ده، پانزده متری ازبالای کعبه این، این کاسه، کاسه وارونه این بالای کعبه قراردارد، این کاسه تمامش ازنوراست یعنی نوری مثل خورشید از این کاسه تراوش میکند از این کعبه نور میاید بالا میخورد به این کاسه ازاین کاسه میخورد یک یک به تمام افرادی که درحال طواف، دورکعبه هستند یعنی این نور به این کاسه میخورد ودرون کاسه خب مقعر است، این درون کاسه منعکس میکند روی افراد تک تک افراد، تک تک افراد را میگفت دریک لحظه دیدم که این هایک نورخاص و مخصوص، یک نور خاص و مخصوصی که برای همان است از درون آن کاسه داردمی آید و بر او میخورد یکی دارد، یکی دارد برآن میخورد سبزه، یکی دارد به آن هر یکی استها یکی دارد به آن میخورد زرد، یکی دارد به آن میخورد قرمز، یکی دارد به آن میخورد فرض کنید سفیده، یکی به آن میخورد یک سوزن دارد میآید یکی به آن میخوره درشت تر، یکی به آن میخوره مثل طناب، طناب نورانی میآید یکی به آن میخورد به بعضیها به تمام این وجود، بعضی رادیدم که یک مرتبه البّته اسم نبرد تمام آن کاسه متوجّه او، متوجّه او، و دارد به آن میخورد حالا چه شخصی بود حالا دیگر ایشان اسم نبردند علی کل حال خوب این را ببینید تمام این افرادی که الان دارن دور این بیت طواف میکنند، همه یک کاری انجام میدهند!

