بررسی حیثیت ظاهری و باطنی اعمال در اتصاف به حسن و قبح
15خلاصه این معنا شطحیاتی که در السنه و کتب میبینیم از این باب است مطالبی است که بزرگان نه در حال استقامت نفس و به عبارت دیگر بقاء بعد الفناء و بقاء ذاتی بعد از فناء ذاتی این مسائل را بیان کردند بلکه در مقام حرکت و سیر به سمت عبور از حجب گاهی از اوقات حقایقی کشف میشد که آنها در آن کشف آن حقایق گاهی بی پرده بودند! و گاهی در لحظه و موقعیتی این مسائل مطرح میشد که، در آن مسائل در اختیاراینها نبود و اگر در اختیار اینها بود نمیگفتند! در اختیارشان نبود گناه ندارد در اختیارشان نیست مگر یک مطلب و حقیقت عرفانی و توحیدی گفته میشود. از این مطلب گفته شده و خود بنده هم مطالبی سراغ دارم از بزرگان در بعضی از حالات غیر اختیاری یک همچین مطالبی هم داشتند منتهی خوب شاید در یک اوقاتی بوده که افرادی که در مجلس بودند قدرت تحمل این مطلب را داشتند! ومعمولًا اتفاق میافتد که در همچنین موقعیتهایی آنهایی که دارای سعه و ظرفیت هستند نزد اشخاصی که دارای این قدرت و استعداد نیستند این مطالب را به زبان نمیآورند. این مربوط میشود به آن مواردی که شخص به استقامت در نفس نرسیده و مرتبه جمع بین وحدت وکثرتدارای یک اشکالاتی است و تمام از این نقطه این مطلب نشأت میگیرد!
علی کل حال ملائکه بر نیات ما حکم میکنند! که شما این کاری که کردید اشتباه است که اینکه دارد به مردم خدمت میکند برای خدا نیست! بخاطر خودش است، نه به خاطر خداست بخاطر حفظ موقعیت خودش است! این خرجی را که میکند نه برای خداست بلکه فلان مال را به دزدی از فلان جا برداشته و آمده فلان جا خرج میکند، تو که از باطن خبر نداری، تو که نمیدانی این مال از کجا آمده، و تو که نمیدانی نیت و غرض در پشت این مسأله چگونه طراحی و تبیه شد، تو از این مسائل خبر نداری، فقط خاطر مدح و ثنا میکنی ولی من ملکی که در شانه راست چپ او قرار دارم او را لعن و نفرین میکنم و از خدا دوزخ و نا و عذاب جحیم برای او تقاضا میکنم. این دو نحو حکومت کردن، این دو نحو قضاوت کردن، به خاطر دو دیدگاه ظاهر و باطن است، که دیدگاه اول این محکمه ظاهر است. در این محکمه ظاهر، حسن و مدح ثنا و امثال ذالک اینها آن طرف ساری و جاری میشود در آن محکمه دوم که محکمه باطن است، لعن ونفرین ودورباش از رحمت خدا و ابتعاد از حریم خدا نثار آن شخصی دارد انجام میشود و راجع به این قضایا خب مسئله خیلی زیاد است، حکایت خیلی زیاد است، و مسائل خیلی در این چیزها روشن است، درست شد این دو نحوه برمیگردد به این اعمالی که ما در خارج میدهیم آن عملی که ما درخارج انجام میدهیم آن عمل نه مدح دارد نه ثنا دارد در پیشگاه خدا! پیشگاه مردم، چرا در پیشگاه مردم همه گفتیم چون نگاه به ظاهر میکنند یا مدح میکنند یا ذم در پیشگاه خدا به عمل ظاهر نگاه میکنند به آن نیتی نگاه میکنندکه برحسب آن است.

