بررسی حیثیت ظاهری و باطنی اعمال در اتصاف به حسن و قبح
13اگر یک شخص مثل والد معظم ما رضوان اللَه علیه بود اگر یک شخصی اهل حالی، اهل بصیرتی بود، یک نگاه به او میکرد میگفت ساکت کسی حرف نزد، بگذارید بگوید این الان در حال جذبه است، این الان در حال اتّصال است، منتهی چون این جذبه، جذبه ناقصی است، این مطلب به این صورت دارد میآید چون در تحّت تربیت قرار نگرفته آن جذیات وقتی که میآید با این تعابیر از دهان او خارج میشود، اما اگر همین چوپان در تحت تربیت موسی قرار بگیرد، آن جذبه میآید و این مطلب به صورت دفتر مثنوی میآید بیرون به صورت دیوان حافظ میآید بیرون، بصورت اشعار عرفا میآید بیرون به صورت فتوحات مکیه محی الدین عربّی میآید بیرون، به صورت دیوان اشعار ابن فارض میآید بیرون همان جذبه میآید در تحت تربیت و در تحت تزکیه و در تحت برنامههای که بر او ریخته میشود و او را با آن مفاهیم آشنا میکند استقامت نفس پیدا میکند نفس او مستقیم میشود و وقتی که نفساش مستقیم شد، او حقایق و مطالب را مطابق با مراتب وجودی و تعین خارجی در هر مرتبه به منصه ابزار و ظهور در میآورد، این بنده خدا که نه موسی دیده نه عیسیای دیده، نه باکسی برخورد کرده، آنی که بااو سر کار داشت فقط چارق اینها بوده، تازه این هم الان است وقتی که بعد بگذرد عوض میشود همین خود چوپان هم عوض میشود این ابتدای کارش است، یک نور به او خورده، دوام ندارد، این روح در این بدنش نمی تواند استقرار پیدا کند، یک نحوهای میخواهد حال خود را و ابراز کند اون مسائلی که بااو در جریان است و آن مطالبی که در جوانب میگذرد و آن فرهنگی که در آن فرهنگ رشد کرده، این مسائل به صورت ابتدایی میآید و این مربوط به افراد خام است، افرادی که در تحت تربیت قرار نگرفتهاند این شطحیاطی که گاهی مشاهد میشود بعضی از افراد میگویند و بزرگان اعتراض میکنند از این قبیل است، مطالبی است که گفته میشود از طرف بعضی از بزرگان و لکن چون این مطلب پخته نشده و در تحت یک نفس تربیت شده مُذکا قرار نگرفته است در غیر از موطن و موقع خودش بروز ظاهری پیدا میکند.

