تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه
11پیغمبر میگوید:
﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ﴾؛1 «اگر منظرهای بر خلاف عفّت دیدید، باید چشمتان را پایین بیندازید و به زن نامحرم نگاه تند نکنید!»
این روش پیغمبر بود و ما هم باید اینطور باشیم! امّا نیستیم، لذا نتیجه خلاف میشود!
ابداً اینطور نیست که کسی که اسمش مسلمان باشد، خدا تعهّد کرده باشد به او آقایی و ریاست بدهد! به آن کسانی که به روش پیغمبر او نیستند و اسم مسلمانی هم روی خود گذاشتهاند و خود را گول میزنند، ذلّت میدهد! پس معنای تأسّی چیست؟!
کیفیّت تبعیّت و تأسّی امیرالمؤمنین از رسول اکرم
امیرالمؤمنین علیه السّلام میگوید:
کُنتُ أتَّبِعُهُ اتِّباعَ الفَصیلِ أثَرَ أُمِّهِ، [یَرفَعُ لی فی کُلّ یومٍ من أخلاقه عِلمًا و یأمُرُنی بالاقتِداء به]؛2
«من به پیغمبر تأسّی میکنم و از کوچکی دنبال پیغمبر میدویدم، عیناً مانند کرّه شتری که دنبال مادرش میدود! دنبال این مکتب را گرفتم، و هرچه
بیشتر میدویدم، بابی از علم برای من گشوده میشد؛ و هرچه بیشتر متابعت میکردم، بیشتر میفهمیدم.»
چقدر این امیرالمؤمنین عاشق پیغمبر بود! چقدر عاشق بود! اصلاً کسی هست که مانند امیرالمؤمنین از پیغمبر استفاده کرده باشد؟! چقدر پیغمبر را دوست داشت و در سفر و حضر دنبال پیغمبر بود! اصلاً گوش به زنگ بود، نفَس پیغمبر دست امیرالمؤمنین بود؛ عیناً مانند نوکری که دنبال آقای خودش بدود، امیرالمؤمنین در جنگها، در حضر و در سفرها دنبال پیغمبر میدوید، مشک را آب میکرد، جای پیغمبر را درست میکرد، جارو میکرد و خیمه میزد.
این افرادی که میگویند:
مقام علی از پیغمبر بالاتر است! و علی آن کسی است که بر دوش پیغمبر پا گذاشت و مُهر نبوّت زیر پای علی قرار گرفت، و پیغمبر در عالم معراج مقصودش علی و شناختن علی بود!
هیچ نمیفهمند چه میگویند! میخواهند علی را با این حرفها بالا بیاورند، ولیکن دارند او را خُرد میکنند!
امیرالمؤمنین روی شانۀ پیغمبر پا گذاشت،3 امّا عیناً مانند آقایی که بچّۀ خودش را بغل بگیرد و بگوید: «آقاجان، پایت را اینجا بگذار و آن را از بالای طاقچه به من بده!» این کار را کرد؛ و این از شدّت التیام و اتّحاد روح امیرالمؤمنین با پیغمبر بود، نه از نقطهنظر آقایی و ریاست علی بر پیغمبر؛ این کفر است! پیغمبر که به معراج میرفت، به مقام ولایت میرفت؛ ولی ولایت، حقیقت امیرالمؤمنین و حقیقت خود حضرت رسول است، و نبوّت پیغمبرِ ما از ولایت جدا نیست، نه اینکه پیغمبر نبیّ است و علی ولیّ؛ پیغمبر نبیّ است و ولیّ، و امیرالمؤمنین امام است و ولیّ، علی خلیفه است و ولیّ! پس در پیغمبر ما ولایت هست؛ یعنی این ظاهر دنبال باطن میرفت، و باطن پیغمبر ما ولایت است!4 مسئله خیلی عالی است! انسان باید در عباراتش متوجّه باشد؛ اگر انسان قدری عبارت را تکان بدهد، کفر تبدیل به اسلام، و اسلام تبدیل به کفر میشود!
- سوره نور (٢٤) آیه ٣٠.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ١٥٧.
- المصنَّف، ابنأبیشیبة الکوفی، ج ٨، ص ٥٣٤؛ مسند أحمد، ج ١، ص ٨٤؛ شواهد التّنزیل، ج ١، ص ٤٥٣.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ٤، ص ١٦٩ ـ ١٧٣؛ ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ١، ص ٣٦ و ٣٧.

