تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه
10منافات تبعیّت از پیغمبر با پیروی از سنّتهای کفر و آداب جاهلی
پیغمبر ما میفرماید: «لباس تنگ نپوشید؛ این لباس اهل ذلّت است! لباس کوتاه نپوشید؛ این لباس اهل ذلّت است!»1 ما لباس تنگ میپوشیم، آنقدر تنگ که بدن ما را فشار میدهد و تولید هزار مرض میکند! و تمام اطبّا گفتهاند: لباس تنگ برای بدن مضرّ است و لباس گشاد برای صحّت بدن مفید است. ببینیم پیغمبر ما چه قِسم لباس میپوشید،2 آنطور لباس بپوشیم. از روی ژورنال و... نباید لباس زنِ خودمان را در منزل به تنش کنیم؛ این تأسّی به کفر است و حرام است! ما مسلمانیم، نماز خوانیم، قرآن در شبِ إحیاء به سر میگیریم، امیرالمؤمنین را شفیع قرار میدهیم، هیئت درست میکنیم و سینهزنی میکنیم؛ امّا وضع ما این است، یعنی رفتار و روش و عمل ما اینطور است! این درست نیست و فایدهای ندارد!
روش عملیِ یک مرد مؤمن آن است که به سیرۀ پیغمبر متأسّی باشد و از سیرۀ کفر مُنزجر باشد؛ روش پیغمبر را خوب بداند و روش غیر پیغمبر را بد بداند؛ کلام پیغمبر را حقّ بداند و کلامی که پیغمبر با آن مخالفت دارد را باطل بداند! چون از حق که بگذریم، باطل است؛ حق دوتا نمیشود! اکثر اسلام را قبول داریم، امّا آن مکتب را هم قبول داریم؛ حرف پیغمبر را قبول داریم و نماز را هم قبول داریم، امّا فلان پردۀ سینما را هم قبول داریم؛ این نمیشود!
روح انسان از راه چشم و گوش و زبان و قوای عاطفیاست که مطالبی را درک میکند و به عالم خارج متّصل میشود؛ این پردۀ سینما که آن نقش خلاف عفّت را به چشم انسان تحویل میدهد، نفس و روح انسان را میگیرد، و روح انسان بر آن اساس، بیعفّت و غیر عفیف میشود؛ هیچ شکّی هم وجود ندارد! و آثار بیعفّتی در مردم بروز و ظهور میکند و فحشا زیاد میشود! مسلمان نباید نگاه بکند!
- اللهوف، ص ١٢٣:
«قالَ الحُسینُ علیه السّلام: ”ابْغُوا لی ثَوبًا لا یُرغَبُ فیهِ، أجعَلْهُ تحت ثیابی لئَلّا أُجَرَّدَ منهُ!“ فَأُتِیَ بِتُبّانٍ فقالَ: ”لا، ذاکَ لِباسُ مَن ضُرِبَت عَلَیهِ الذِّلَّة!“»
ترجمه: «امام حسین علیه السّلام فرمود: ”لباسی برایم بیابید که در آن رغبت نشود، تا آن را زیر لباسهایم بپوشم تا از تنم درآورده نشود!“ برای حضرت تبّانی (شلوار کوتاهی که طول لنگههای آن بهقدر یک وجب است) آورده شد. حضرت فرمود: ”نمیخواهم؛ این لباس کسی است که ذلّت بر او زده شده است!“» (محقّق) - جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ٥، ص ٥ ـ ١١٦؛ امام شناسی، ج ٩، ص ٢٧٤ ـ ٢٨٣.
- اللهوف، ص ١٢٣:

