تأسی به رسول خدا به عنوان اسوۀ حسنه
9اگر انسان به پیغمبر تأسّی نکند، به هر کس تأسّی کند روح او در انسان جلوه میکند؛ این یک قاعدۀ تکوینی است! خدا با مسلمانها عقد برادری و خاله و خواهر زادگی نبسته است! اینطور نیست که همینکه بگویید: «ما مسلمانیم!» شما را ببرد روی عرش بنشاند! نهخیر، حساب و کتاب است و سنّت این عالم بر این اساس است.
نحوۀ پیروی از پیامبر اکرم در مسائل و مشکلات زندگی
﴿لَقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ﴾؛1 «ای مسلمانها، شما مادّۀ تأسّی خودتان را پیغمبر قرار بدهید!»
ببینید پیغمبرتان کیست! پیغمبر شما میفرماید:
إذا التَبَسَت عَلَیکمُ الفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکم بِالقُرآن؛2 «وقتی پارههای فتنهها، افکار، ایدهها و مذاهب مختلفه مانند قطعههای تاریک ظلمانی و ابر سیاه بر سر شما میریزد، به قرآن پناه ببرید!»
از قرآن چارهجویی کنید، مشکلات خود را با قرآن حلّ کنید، دوای خود را از قرآن در بیاورید و مسئلۀ خود را از قرآن بپرسید!
آیا ما این کار را میکنیم؟! آیا در دو مسئلۀ جزئی که با هم نزاع داریم فوراً بایستی که به مکتب دیگری مراجعه کنیم؟! در نزاع شخصی که با همدیگر داریم، آیا خوب نیست که آیۀ قرآن بین ما حَکم بشود و ما با آنچه قرآن فرموده است، خصومت خود را حل کنیم؟ آیا به این معنا حاضر هستیم؟! یا اینکه نه، قرآن یک کنار میباشد و ما دنبال آراء و اهوای خود میرویم؛ آنوقت عنان به گردن خود ما میافتد! وای از آن زمانی که عنان این شتر یا اسب پاره بشود، و ساربان در باتلاقها میافتد و فرو میرود و هرچه بخواهد خودش را در بیاورد بیشتر فرو میرود تا هلاک میشود!
خود این پیغمبر ما که آورندۀ قرآن است، چقدر از قرآن حظّ میبُرد! مینشست و به عبداللَه بن مسعود ـ که صدایش خوب بود ـ میگفت: «قرآن بخوان!» عبداللَه بن مسعود برای پیغمبر قرآن میخواند؛ پیغمبر هم همینطور گریه میکرد!3 چه بهرهای از قرآن میبرد؟! امیرالمؤمنین چه قِسم قرآن میخواند؟ حضرت سجّاد چه قسم قرآن میخواند؟ آنطور قرآن میخواند که مردمان رهگذر که در کوچه میآمدند و میرفتند، آنقدر معطّل میشدند که راه بند میآمد! سقّا با مشک پُر میایستاد و آن سنگینی مشک را تحمّل میکرد و دلش نمیآمد از صدای حضرت سجّاد که قرآن میخواندند تجاوز کند!4 این قرآن، مکتب است و درس است! ما این را کنار گذاشتهایم، آنوقت همهاش میخواهیم خودمان را از غیر قرآن معالجه کنیم؛ مگر میشود؟! لا یزیدُ إلّا بُعدًا! ما میخواهیم سعادتمند باشیم، امّا تمام آداب و رفتار و زندگی و اخلاق ما، آداب کفر است؛ مگر این میشود؟! نمیشود!
- سوره أحزاب (٣٣) آیه ٢١.
- الکافی، ج ٢، ص ٥٩٩.
- صحیح البخاری، ج ٦، ص ١١٣؛ أنساب الأشراف، ج ١١، ص ٢١٢.
- الکافی، ج ٢، ص ٦١٦.

