عملكرد امیرالمومنین در جنگ صفین فرا تر از ادراك بشر
16این خیلی عجیب است، خیلی این مسئله عجیب است خیلی این قضیه عجیب است که الان امیرالمؤمنین علیهالسّلام مگر فقط خودش تنها است اگر بگوییم خودش تنها بود، خوب! خودت میدانی و این که چه میکنی، یک لشگر از کوفه بلند کردی آوردی به صفین، جواب آن یک لشگری که از کوفه آوردی چه میدهی؟ جواب این خانوادههایی که شوهرشان در این جنگ صفین به شهادت رسیدند چه میخواهی بدهی؟ جواب آنهایی که بعد میخواهند بیایند چه بدهی؟ جواب آنهایی که در شام هستند چه میخواهی بدهی؟ جواب حکومت اسلام را چه میخواهی بدهی؟ فقط قضیه، قضیه خودت تنها که نیست، تمام کشور اسلام تمام مملکت اسلام، به همین یک ضربه تو بستگی دارد، الان، به همین یک ضربه بستگی دارد، چرا نمیزنی؟ چرا نمیزنی؟ و کار را تمام کنی؟ چرا؟!
حضرت میخواهد این را بگوید اگر من الان این را بزنم، پس این ملتّهایی که تا روز قیامت خواهند آمد چه اسوه و روشی را در جلوی خودشان قرار بدهند؟! کدام روش را به چه ارزشهایی فکر کنند و زندگیشان را بر چه پایه بگذارند؟! اگر من این کار را بکنم! ببینید امیرالمؤمنین علیهالسّلام تا قیامت را فکرش را کرده، من اگر الان بیایم با این ضربه که بر حقّ هم است، عمروعاص است، پدر سوخته، همه این بساط زیر سر عمروعاص است، اگر بزنم تمام است و کلک معاویه هم کنده است، و حکومت هم، حکومت اسلام است، امیرالمؤمنین علیهالسّلام که نمیرود حکومت حقّه بازی و نفاق و آدم کشی راه بیاندازد، نه حکومت امیرالمؤمنین علیهالسّلام حکومت اسلام است، آن هم اسلام امیرالمؤمنینی، نه اسلام بنده، آن را میخواهد انجام بدهد، ولی امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرماید: که منِ علی، منِ علی که باید اسوه باشم برای هر فردی که بعد از من میآید و میخواهد به سیره من عمل کند. (عَلىٌ و لِکلِّ مَأمُومٍ اماماً یقتدى به و یستدیر به الا و ان امامکم قد اکتفا) من دنیا در آن نامهای که برای عثمان بن حنیف در بصره مینویسد، حضرت میفرماید: من علی اسوه هستم، الگو هستم برای این نسل و نسلهایی که خواهد آمد، تا قیام قائم من، من علی آن قائم من، وقتی که فرزندم میآید آن چه را که من در دل داشتم آن را به منصه ظهور میرساند، آن را میآید در خارج محقّق میکند، تکمیل میکند، تکوّن به آن میدهد، من علی که میخواهم اسوه باشم برای همه آزاد مردان جهان، برای همه یهودیها برای همه نصرانیها، برای همه بی دینها، برای همه مسلمانها، برای همه شیعیان، من علی را میخواهند نگاه کنند من نباید شمشیر را بیارم پایین الان، چون این اظهار عجز کرده، این یک قسمت است، والّا امیرالمؤمنین علیهالسّلام نگاه به این ندارد، اگر امیرالمؤمنین علیهالسّلام حتی اگر کسی بعد از او نمیآمد، یک نفر بود تو دنیا، عمروعاص آن هم یکی بود، مثل امیرالمؤمنین علیهالسّلام کسی هم اگر نبود، او هم همین کار را میکرد یعنی امیرالمؤمنین علیهالسّلام این را به شما بگویم در آن قضیهای که اتّفاق افتاد، اگر بداند که این کاری که الان با این عمروعاص دارد انجام میدهد باعث میشود که فردا این عمروعاص بیاید در یک واقعه غافلگیرانه، آن حضرت را به شهادت برساند، امیرالمؤمنین علیهالسّلام شمشیر را بر سر او نمیآورد نمیآورد به جان خودش قسم که نمیآرد.

