عملكرد امیرالمومنین در جنگ صفین فرا تر از ادراك بشر
11دقّت کنید چرا از ما دروغ بشنود؟ او که بعد میفهمد دروغ است، اگر همان موقع نفهمد به فاصله ١٧ ساعت ١٥ ساعت برای او که کاری ندارد، چرا امروز نفهمد، یک ماه دیگر، اگر یک ماه دیگر از این مسلمان که مُدّعی متابعت از سنّت پیغمبر اسلام است، من دروغ شنیدم، من دروغ شنیدم، این درست است؟! نه صحیح نیست.
لذا مرحوم اقا در همان سنه ٤٢ که با مرحوم آقای خمینی رحمهاللَه علیه که با هم مشترکاً این نهضت را پایه گذاری کردند و جلو آوردند، شرط اوّل و اساسی ورود افراد به این جرگه، ورود افراد به این نهضت، شرط اوّل صداقت بود در همه جا، ایشان میگفتند که: به شاه هم باید راست بگوییم، و به هر کس حرف راست، به نخست وزیر راست، به شاه راست باید بگوییم کلک نباید داشته باشیم، نفاق نباید داشته باشیم، ما این هستیم بفرمایید، باطن ما این است ظاهر ما هم این است، این حرف ما است چیزی نداریم بدیم، اینیم خوب هم همین هستیم، بله نه اینکه ما ظاهرمان را پیغمبر نشان بدهیم، و باطنمان باطن یک فرد معمولی باشد، نه او میفهمد او تشخیص میدهد و او این مسئله را، عجیب یک خاطراتی دارد عَلَم، عَلَم وزیر دربار محمّد رضا شاه، یک خاطراتی دارد، حرفهای خوب در آن هست، چند جلد هم هست من نمیدانم چقدرش را دارم، یک وقتی مطالعه میکردم، دیدم عجب حرفهایی خوبی زده است، با آن همه مسائلشان و خلاصه کارهای خِلافشان که داشتند، و اینها، ولی تشخیصهایی که در آن جا نوشته تشخیصها، تشخیصهای درست است، مثلًا نسبت به افراد، نسبت به اشخاص، بعضی از افرادی که معروف بودند در آن زمان، مشهور بود، کیفیت قضاوتی که میدیدم ایشان کرده همانی بود که بنده کردم، عین همان قضاوت را که در آن جا است، همان قضاوت را بنده طهرانی، بنده آن عین آن قضاوت را کردم، بنده که خوب جزء دربار نبودم، بنده که نه وزیر بودم، نه وکیل بودم، نه نخست وزیر بودم، هیچی یک آدم معمولی مثل الان، الان که ما کسی نیستیم، الان که خودمان خلاص، الحمدلله الحمدلله فعلًا تا الان این طور بوده، از این به بعد انشاءاللَه عنایت حضرت، نظرشان را از ما برنگردانند، و ما را در همان صراطی که صراط اولیاء خدا هست، خودشان دستگیر باشند.

