عملكرد امیرالمومنین در جنگ صفین فرا تر از ادراك بشر
17حالا کاری هم اصلًا به نسلهای بعدی نداریم، اصلًا فرض میکنیم که اصلًا کسی نیست، اصل این عمل در نظام فطری امیرالمؤمنین علیهالسّلام به این نحو تجسّم پیدا کرده! نفس این عمل، چه حالا نسلهای بعدی و افراد بعدی بخواهند بیایند، یا افراد بعدی نخواهند بیایند، به او کاری ندارد، این عمل در این موقع از من، چه نحوه باید تحقّق پیدا بکند، گرچه قطع دارد اگر این عمل را انجام نداد، فردا همین پدر سوخته فردا همین این در یک عمل غافلگیرانه با تیر میزند و خودش را به قتل میرساند، برساند، این عمل را من انجام نمیدهم، این فرد میشود لَقَدْ كانَ لَكمْ فِي رَسُولِ اللَه أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يرْجُوا اللَه وَ الْيوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكرَ اللَه كثِيراً1 اسوه حسنه همین است دیگر، ائمّه ما به خاطر این اسوه هستند یعنی فعل ائمّه علیهم السّلام در هر وزانی از وزان مراتب کثرت، چه در مرتبه شخصی، چه در مرتبه عائلی، چه در مرتبه اجتماعی، چه روی سر کار باشند چه سر کار نباشند، چه حاکم باشند چه نباشند، چه دوست باشند چه دشمن باشد یکی است! این یک! تکان نمیخورد این میزان از جای خود حرکت نمیکند، درست شد، خوب ما یک همچنین اسوهای داریم، آن وقت داریم کجا میرویم؟! ما که یک همچنین اسوههایی داریم کجا میرویم.
پس بنابراین نظام فطرت در دنیا، این نظام، نظام واحد است، و در این قضیه هیچ فرق نمیکند تمام افراد همه یکسان هستند. امیرالمؤمنین علیهالسّلام میگوید راست بگو به دشمنت راست بگو، گرچه یک ساعت دیگر به تو خیانت میکند، تو الان باید راست بگویی، خیانت میکند آن مال یک ساعت دیگر، پرونده یک ساعت دیگر با پرونده الان خیلی مسئله دقیق است پرونده یک ساعت دیگر فایلش با فایل الان دو فایل است، الان از تو میپرسد آقا شما این کار را کردی؟! اگر نکردی باید بگویی نکردم، نمیتوانی بگویی کردم، نمیتوانی بگویی، آن روایتی که از رسول خدا صلیاللَهعلیهوآله هست که میفرماید: (کلُ مُولودٍ یولَدُ عَلى الفَطره آن حکایت از همین مسئله دارد هر مولودی بر اساس فطرت، در آن اساس خلق میشود ثُمَ ابَوَاه یوحدانه و ینصّرانه و یمَسجانه) پدر و مادر هستند که از بین میبرند یا یهودیش میکنند یا نصرانی یا مجوسی یا بی دینی، لامذهب، یعنی پدر و مادر یعنی شرایط اجتماعی، محیط اطراف، خود آن بچّه هنگام تولد با خودش آن ودایع الهیه را هم میآورد همراه با او میآید.
- سوره الاحزاب (٣٣) آيه (٢١)

