بلوغ و شرائط آن از دیدگاه اسلام
10مگر باقلوا و باقالی فروشی سرچهار راه است؟! راه را به فرد نشان بدهیم که آن راه این فرد را به فعلیت تامه میرساند، نه اینکه نماز دو رکعتی اللَه اکبر اوّلش بسم اللَه آخرش هم تکبیر و تمام شد و رفت این دین است، دینی است که انسان را به مقام معرفت امام علیهالسّلام برساند، دینی است که انسان را به مقام معرفت اللَه برساند، آن کسی که بلند میشود میآید، میگوید که طواف باید جوری بکنی شانهات را مواظب باشی که نرود، این کدام دین راه انسان را به حقیقت طواف و به آن مقام اتّصال پروردگار، با بنده در موقع طواف وانجذاب به او، میکشاند این که تمام توجّه به کثرات است، تمام توجّه به دنیا و تعلّقات است.
کدام این است ما در شرح حال رسول خدا میخوانیم که حضرت در آن حج در آن سفری که به حج مشرّف شدند در عرفات در آن جا آمدند و هنگام غروب قبل از افازه1 به مشعر بر شتر سوار بودند و افراد میآمدند از حضرت سوال میکردند، حکم شرعی میپرسیدند، مسئله میپرسیدند، که یا رسول اللَه این کار را کردیم، حضرت فرمودند اشکال ندارد، آن کار را کردیم اشکال نداریم، هر چی از حضرت پرسیدند حضرت فرمودند اشکال ندارد! بعد فرمودند (افیضوا فقد رحمکم اللَه و غفرکم اللَه) حرکت کنید که خدا شما را بخشید و شما را مورد عفو و مغفرت خودش قرار داد (کیوم ولدتکم امهاتکم) مثل روزی که مادران شما، شما را به دنیا آوردند. این عرفات و این حالات و این مسائل برای چه کسانی است؟! برای کسانی که در روز عرفه متوجّه خود باشند، متوجّه حالات خود باشند، متوجّه بدبختیهای خود باشند، متوجّه گرفتاریهای خود باشند، متوجّه آن بیچارگیهای خود باشند. درست؟
حالا ما میآییم به یک چیزهای عجیب و غریب، اصلًا یک مسائل دیگر، اصلًا نه عرفات میفهمیم چه است تمام این حالات همه میرود، تمامش میرود. من در یک سفری که مشرّف شده بودم به مکه برای حج تمتع، خب خیلی همان روز عرفه، که از صبح بلند شدیم و اینها خیلی حال و هوا، خیلی عجیب بود، فضا عجیب بود و واقعاً هم عجیب است، واقعاً هم عجیب است، آخر این جا عرفات و جایی که امام زمان علیهالسّلام در آن روز قطعاً حضور دارد، در آن سرزمین حضور دارد، از خود وجود حضرت تراوشات ولایی بر همه صحرای عرفات دارد میکند، خود نفس وجود حضرت، نفس حضور حضرت دارد، و انسان مشاهده میکند، این جریاناتی که میبینید، دست خودش نیست، این حال و هوایی که احساس میکند دست خودش نیست، این مسائلی را که میبیند خود را اصلًا در یک فضای دیگر میبیند، در یک عالم دیگر میبیند، در یک وادی دیگر میبیند، خوب با این کیفیت میآید جلو، حرکت میکند، میرود ظهر بعدازظهر، آن قضایای داستان دعای روز عرفه و کذا و اصلًا خوب ببیند دیگر، اصلًا خود خدا هم خجالت میکشد، از خودش این را نبخشد، یعنی وضع و اوضاع به یک نحوی است که آن چه را که در آن روز اتّفاق میافتد برای افرادی که در آن روز هستند و در روز عرفه وضعیتّی است که اصلًا خواهی نخواهی بخشش اصلًا رحمت و مغفرت و بخشش و اینها مثل باران بر آن افراد نازل میشود.
- افازه: از سرزمينى به سرزمين ديگر رفتن

