بلوغ و شرائط آن از دیدگاه اسلام
18در مسئله بلوغ که صحبت به این جا رسید راستی این قضیه را من الان یادم آمد تا یادم نرفته خدمت رفقا بگویم چند شب قبل به من یادآوری شد، چند شب قبل من یک داستانی از خدا رحمت کند مرحوم حاج عبدالزهرای گرعاوی گفتم چون اسمشان را بردم لذا در این جا تتمهای دارد که خوب اصلاح میکنم آن نقل قولم را، آن جا گفتم که شیطان به صورت ایشان درآمده بود در مکه و مرحوم پدر بزرگ ما رحمه اللَه علیه متوجّه نشده بود، که قضیه این طور است چون از ولایت جدا شده بود! و از تحت ارشاد و دستگیری حضرت حدّاد سلام اللَه علیه ایشان فاصله گرفته بود، (لذا فما ذا بعدالحق الا الضلال) آن ضلالت آمده بود و گرفته بود و افراد هم که مسائل را از باطن میدیدند به این شکل و کیفیت میدیدند ولی این مسئله هست که ایشان در آخر عمر رحمت الهی و کرم الهی شامل حالش شد و توبه کرد و برگشت و دوباره در زمره حواریون و شاگردان و ارادتمندان ایشان واقع شد، و با ولایت و محبّت و دستگیری ایشان از این دنیا رفت این را بنده خواستم خدمت رفقا بگویم که یک وقتی خدای نکرده مسئله مسئله اهانت نباشد و به طور کلی آن چرا که بوده همان طور نقل بشود.
در این جا در مسئله بلوغ این علّت این الزام و تکلیفی که خدای متعال آورده این علّتش عبارت است از همان تغییر و تبدل و این تغییر و تبدّل این با یک شب و دو شبه پیدا نمیشود برای انسان این ادامه دارد و استدامه دارد و بر آن اساس خداوند به انسان حکم میکند. پس بنابراین ما نمیتوانیم همه افراد را حتی بعد از تعلّق تکلیف در یک سطح قرار بدهیم و از نقطه نظر ترتّب آثار همه را در یک زمره بدانیم میخواستیم راجع به مسئله گناه، میخواستیم صبحت بکنیم که صحبت به اینجا کشیده شد علی کل حال قضیه گناه عبارت است آن جنبه استکبار نفسانی و جنبه تقابل نفسانی آن به اصطلاح گناه است و بر آن اساس خداوند متعال انسان را به ثواب یا به عقاب وا میدارد و مراتب عقاب هم بر اساس آن میزان استکبار و میزان تقابل سنجیده میشود نه همه به یک نحو و به یک کیفیت خوب امشب هم وقت گذشت و ما هنوز به قول مولانا اندر خم یک کوچهایم، من، چند شب دیگر باقی مانده دعا کنید که این دیگر اقلًا این عبارت امام سجاد علیهالسّلام به آینده موکول نشود ما تمام کنیم این مسئله را من از یک طرف فکر میکنم، شاید خودشان این جوری میخواهند چون من هیچی از این حرفهایی که امشب زدم، قصد زدنش را نداشتم، میخواستم که مسئله را به شکل فنی و علمی دیگر، امشب تمام کنم. ولی علی کل حال دیگر بنابر این بوده خوب ما هم دیگر حرفی نداریم.

