بلوغ و شرائط آن از دیدگاه اسلام
17طعباً مرحوم پدر ما که نگاه میکرد با آن که ما نگاه میکنیم فرق میکند آنی که ما نگاه میکنیم به یک نحو است آنی که او نگاه میکند، بزرگان و اولیا نگاه میکنند به نحوه دیگر است او نگاه میکند بگویید درست بیا بنشین وقتی که استراحت کردی دو رکعت نماز خواندی نشستی یک ساعت گذشت دوباره بلند شو برو یک دیگر طواف کن یک دور دیگر انجام بده. امام باقر علیهالسّلام میفرماید: به فرزندش این قدر خودت را به تعب نیانداز، خدا از بنده خودش به کم قناعت میکند به کم چی؟ به کم باحال! این را میخواهد امام باقر علیهالسّلام بگوید. این را من دارم میگویم، این باحالش مال من است ولی این نهفته است به استتار ضمیر است، به استتار چیز، اینی که خواندیم یادمان رفته است به استتار وجوبی، این ضمیر در آن مستتر است، این به کم باحال همین طور رفتن و عرق ریختن و اینها چیز کردن آنی که دارد (افضل الاعمال احمزها) این مربوط به این جا نیست این مربوط به آن جایی است که راه برای انسان راه منحصری باشد، یا اینکه انسان چیز نداشته باشد، اختیارش بتواند یعنی فاصله زمانی نداشته باشد، برای تغییر و تبدیلش آن جا میگویند که (افضل الاعمال احمزها) انسان وقتی که میخواهد یک عمل را انجام بدهد آنی که مشکلتر است انجام بدهد آن طبعاً آن عبودیت در آن بیشتر است ولی اگر مسئله حموزت این میرود کنار فقط یک صرف عمل پیدا میشود که در آن عمل یک حالت تکراری وجود دارد با تعب و اینها امام باقر علیهالسّلام میفرمایند این را انجام نده بیا یک طواف انجام میدهی، مینشینی، قشنگ استراحت میکنی، آب میخوری، دو رکعت نماز میخوانی، و یک ساعت که گذشت، نیم ساعت که گذشت، حالت که درست شد، دوباره که نشاط برای طواف انجام دادی، دوباره نشاط پیدا کردی، دوباره بلند شو برو و طواف انجام بده، این آن وقت میشود، آن طوافی که آن مورد نظر حضرت است، مورد نظر پروردگار است، این میشود آن طواف.

