اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر

14075
سال 1430

بررسی وقائع روز عاشورا در دو جنبۀ خیر و شر

17
  • وقتی ما بگوییم این حادثه خاصیت ذاتیه اوقبح است، آن حقیقت ذاتی او زشتی و پلیدی و فضاحت و قباحت است، چطور ممکن است این حادثه، فرزند رسول خدا را به مقام شفاعت کبری برساند؟ چگونه ممکن است این قضیه، مورد رضای پروردگار باشد، (ان اللَه شاءان یراک مقتولا ان اللَه شاء ان یراهن سبایا) مشیت خدا می‌شود، مشیت، مشیت قبیح باشد.

  • امام حسین علیه‌السّلام بگوید من چه تقصیری کردم که تو برای من، مشیت قبیح است، صحیح نیست، رضای پروردگار می‌شود قبیح باشد؟ نمی‌شود، رضای پروردگار، می‌شود آن رضای پروردگار به امر زشت و قبیح تعلق بگیرد؟ نخیر، اگر مورد رضای خداست پس امر، امر صحیح است، خیر است. چون امر خیر است، امام حسین علیه‌السّلام را به مقام شفاعت کبری می‌رساند. لذا داریم که در روز عاشورا ندا رسید از جانب پروردگار، در مسائل مختلفی داریم در قضیه عاشورا این حسین علیه‌السّلام مگر نمی‌خواهی به مقام شفاعت کبری برسی! در بعضی از آن حوادث و قضایای روز عاشوار، مسئله به این کیفیت بوده، رسیدن به مقام شفاعت عظمی و شفاعت کبری، که شفاعت همه امّت است، از اوّل خلقت تا آخر خلقت، این به واسطه چه پیدا شده! با این که امام حسین علیه‌السّلام امام بود، و امام هم که در یک مرتبه عصمت است ولی این یک چیز بالاتر از عصمت است، این تجلّی اسم رحمانیت است و رحیمیت خاصّه در مقام بقاء، که در مقام بقاء، این تجلّی به نحو لایتناهی در نفس سیدالشّهدا علیه‌السّلام تحقّق پیدا کرده، این باید این طور باشد، باید به این جا برسد، باید امام حسین علیه‌السّلام این راه را طی کند، باید حضرت زینب سلام‌اللَه‌علیها اگر می‌خواهد به آن مقام برسد این اسارت‌ را، باید اسارت را تحمّل کند، این سختیها را باید تحمّل کند، این شدائد را باید تحمّل کند، اگر حضرت زینب سلام‌اللَه‌علیها مثل بقیه زنهای بنی هاشم در مدینه می‌ماند و می‌گفت که: من بالاخره شوهر دارم و زن و بچّه دارم، برادر شما می‌خواهی بروی برو، انشاءاللَه خدمت می‌رسیم، هر جا رفتی آن جا می‌آییم شما را می‌بینیم، و امام حسین علیه‌السّلام می‌آمد و می‌رفت، واین قضایا اتّفاق می‌افتاد، حضرت زینب سلام‌اللَه‌علیها همان بود در همان رتبه بود، دیگر زینب کبری نمی‌شد، دیگر آن زینبی که از اوّل تا آخر خلقت آدم، زنی مثل او نمی‌تواند بیاید، و نخواهد آمد، نبود، باید حضرت بیاید و این مسائل را بگیرد و طی کند و صبر کند و بر هر لحظه‌ای عوالمی را طّی کند، بر هر لحظه‌ای، خدا می‌داند، عواملی را که در همان ایام، در همان شب یازدهم، در همان روز دهم در همان شب یازدهم، در همان روز یازدهم، در روز اسارت آن عوالمی که حضرت زینب سلام‌اللَه‌علیها طی کرد، غیر از خدا هیچ کسی نمی‌داند که در هر لحظه‌اش عالمی‌را طی کرد!