شراکت در أعمال خیر و شر دیگران بهواسطۀ رضایت از آن عمل
12کسی که قومیرا دوست داشته باشد، خدا با آنها محشور میکند، عدالت خدا یعنی همین، بفرمایید خدا میگوید نیازی نیست محکمه بیاورید، مرا به جای اتّهام و دادستان هم بیاید آن طرف و نمیدانم بر علیه ما، نه بابا خودمان از اول تسلیم، خدا میگوید من دستم را بردم بالا، بردم دستم را بالا صافی بفرما، بسم اللَه این هم جزایت، این هم موقعیت تو، این هم خصوصیتت، بفرما خالصی، بفرما خلوصت را ما در نظر میگیریم میسنجیم، خلوصت را در نظر میگیریم، میگویند وقتی که این شیر، میبرند برای کارخانه، دولت و اینها که شیر از گاوداری میبرند ممکن است در آن آب اضافه کنند و چه کنند و دستگاه است بر میدارد مقدار خلوص را اندازه میگیرد، حالا تو ده کیلو آب اضافه کردهای، خوب اضافه کن ما پول این قدر شیر را به تو میدهیم، حالا تو فرض کن برداشتی آب ریختی، پنج کیلو آب ریختی، یک قران هم ندارد خوب همان مقدار شیری که داری بردار بیاور ما که میسنجیم و اندازه گیری میکنیم، چرا به خودت زحمت میدهی؟! پنج کیلو روی دوشت گذاشتی، هم خستگی و هم چیز، بعد هم هیچی، یک تومان بگیر برو فرض کن که صد تومان پول تو میدهی، یک کیلو شیر میدهی، همان مقدار میدهند دو کیلو میبری همان مقدار میدهند، چرا دیگر آب اضافه میکنی؟! این آب اضافه کردن جز حمل و ثقل و زحمت و نمیدانم خسارت و اینها هیچی ندارد.
از اول صاف باش، بفرما خدا میگوید: ما دستگاه داریم، میگذاریم میبینیم چه قدر جلو آمدی، چند درصد جلو آمدی تمام افراد یک به یک، هر کدام در یک مرتبه، چند نفر الان ما در اینجا نشستیم، تمام ما هر کدام در موقعیت و مرتبه خودمان هستیم دو نفری در یک اندازه نیستند، دو نفر هر کس در رتبه خودش است، و از این رتبه کی خبر دارد؟! فقط خدا خبر دارد و امام علیهالسّلام و پیغمبرش خبر دارند، دیگر کسی دیگر که اطلاع ندارد ما میآییم حساب میکنیم، بسیار خوب اگر تو در این وضعی بودی که حاضر بودی تا آخر بایستی و ١٤٠٠ سال گذشته برای ما مهّم نیست، این ١٤٠٠ در اختیار تو نبوده، این در اختیار ما بوده، ما میدانستیم تو را ١٤٠٠ سال قبل محشور کنیم، آن جا خلقت کنیم، بعد هم بلند شوی در کربلا و در مسائل و در رکاب امام حسین علیهالسّلام باشی، ما تو رابه تأخیر انداختیم، ما زمان ولادت تو را در یک همچنین زمانی قرار دادیم، این که در اختیار ما نبوده، این کار آباء و اجدادما بوده که آنها خلاصه آنها هم بندگان خدا، آنهاهم چیز نبودند در این قضیه، این قضیه مربوط به مشیت خدا میشود آن چه راکه مربوط به ما است، خدا از او سوال میکند، نه آن چه را که مربوط به ما نیست آن سوال ندارد.

