كیفیت ظهور و بروز گناهان در عوالم مثال
23پس باید گناهانی که انجام شده باشد، پس بنابراین قطعاً منظور از امام علیهالسّلام در این فقرات آن چه که موجب اشتباه بسیاری شده این جا است که قطعاً منظور امام علیهالسّلام در این فقرات و همین طور در فقراتی که بعد حضرت میفرماید (انَا الّذى عَلى سَیدِه اجتَرى انَا الَّذى عَصَیتُ جَبّارَ السَّماءِ انَا الَّذى اعطَیتُ عَلىُ مَعَاصِى الجَلیله الرّشا1 این گناهان و این ذنوبی را که امام علیهالسّلام بیان میکند، مقصود از امام نفس آن عمل خارجی که دستگاه دوربین آن را بر میدارد آن نیست، چون این خلاف است آن بیاید به خدا بگوید که این را انجام دادم، خدا میگوید که کی انجام دادی! یا این دوربین، یک دوربینی برای آدم بگذارند صبح تا شب آدم، ضبط بشود آدم از منزلش بیرون میآید تا بر میگردد ضبط بشود، دو ساعت ضبط بشود خوب در این مدت دو ساعت کارهایی که انسان میکند ضبط میکند ملاقاتهایی که با افراد میکند ضبط میشود رفت و آمدها را ضبط میکند، در هیچ کدام دست در جیب، دراین برنامهای که این را باید نگاه میکند این فیلم را نگاه میکند در هیچ کدام رشوه دادن نیست، حضرت رفته صحبت کرده نمیدانم راجع به شخصی رفته با یکی حرف زده، قدم پیاده روی کرده، ولی در هیچ کدام اینها رشوه دادن نیست، که حضرت در جیبش دست بکند و بگوید برو آقا برای فلان کار حرام بیا این را بگیر و برو انجام بده، درست شد دوربین هم ضبط کرده دوربین هم همه اینها را آمده ضبط کرده، آیا امام علیهالسّلام میتواند بگوید امروز (علی المعاصی الجلیله) من رشوه دادم، نه ندادی خوب این دوربین ضبط کرده، خدا میگوید برای چه این حرف را میزنی، این فعل را انجام ندادی. پس بنابراین مقصود از این فقره در این جا عمل خارجی گناه نیست، آن عمل باطنی گناه است همان عملی است که به نفس برمیگردد و به نیت برمیگردد و نیت خلاف است که آن نیت خلاف همراه با انسان است، چه انسان اقدام بر عمل خارجی بکند، یا اقدام بر عمل خارجی نکند، آن نیت خلاف است که رشوه حساب میشود آن عمل خلاف است که گناه حساب میشود آن عمل خلاف است که تجری در مولا حساب میشود و اسم گناه روی او گذاشته میشود، نه اسم گناه روی این عمل خوب گفتیم عمل خارجی گناهی بر او مترتّب نیست. درست شد حالا صحبت را در این میکنیم ساعت هم شده یازده و نیم و حاجی آقا ول نمیکند وقتی میبیند این بندگان خدا که زن و بچّه دارند و همه منتظرند و خلاصه نشستند این هم گل کرده و این خلاصه از نطق نمیافتد، خدا من میترسم از این به بعد هم گناه شود تا حالا چون موجب دعای بقیه بشویم اینها خلاصه تا این جایش، دیگر نگذاریم رفقا که خلاصه این مقدار را چیز بشوند، انشاءاللَه علی کل حال دیگر انشاءاللَه هستیم و تا خدا چه تقدیر بکند.
- قسمتى از دعاى ابوحمزه ثمالى

