كیفیت ظهور و بروز گناهان در عوالم مثال
20حضرت علی اصغر علیهالسّلام الان بالاترین عارف الهی در روز قیامت است ما حالا میگوییم یک بچه شش ماهه فلان این حرفها نیست، حضرت علی اکبر علیهالسّلام بالاترین عارف، تمام عارفها باید همه سجده بکنند آن عتبه خانه او را و حریم او را و خاک آن عتبه را باید توتیای چشمشان بکنند.
بنده خودم شاهد بودم حالات اولیای خدا و عرفای الهی در این اعتاب مقدسه کردند که چه میکنند و چه میکنند اگر زیارت بود همانها بود که رفتند و زیارت کردند همانها بودند، شما خیال میکردید وقتی که آقای حدّاد اسم حضرت علی اصغر علیهالسّلام را میآوردند مثل ما و روضه خوانهای ما که همه تئاتر است! و چی شده و فلان وقتی اسم حضرت علی اصغر علیهالسّلام میآمد، چنان رنگ ایشان برافروخته میشد، چنان به هم میپیچید انگار در مقابل عظمت الهی این مرد سر تسلیم و سر سجده به روی خاک آورده، این به این کیفیت به این مسائل اینها نگاه میکردند، با این دیدگاه اینها نگاه میکردند، جسم کوچک است! ولی آیا روح هم کوچک است؟! نفسش هم کوچک است نفسش تمام ملک و ملکوت عالم را گرفته این علی اصغر علیهالسّلام تمام عالم وجود را نفسش گرفته، تصوّر ما این است که یک چیزی است به عنوان مسائل احساسی و عاطفی واینها گریه میکنیم و چه میکنیم و فلان میکنیم. لذا همین شخص میآید و در واقعه عاشورا قرار میگیرد و شهید نمیشود و بر میگردد و میرود و چند سالی زنده میماند.
در قضیه عاشورا تمام افراد یک دست بودند این جاست که امام علیهالسّلام میفرماید: و ای کاش ما میفهمیدیم که چه میفرماید (هنا مناخ رکاب و مصارع عَشاقٍ) در این جا جایگاه افتادن و به زمین افتادن مُناخ یعنی جایی که کسی به زمین میافتد چه از اسب میافتد یا این که به زمین ساقط میشود، جایگاه افتادن و درروی زمین قرار گرفتن بدنهای نفوسی که اینها واله و شیدای امامشان هستند، واله و شیدا یعنی به کسی میگویند که اصلًا مرتبه عشق رسیده، یعنی دیگر وجودی در خود نمیبیند که بخواهد برای آن وجود حسابی بخواهد باز بکند، اینها این طور بودند (لَم یسبِقِهُم سَابِقُ و لَایلَحَقُهُم لَاحَق) نه در قضیه بدر ما یک همچنین چیزی شنیدیم از پیغمبر که بدریون کسانی هستد که (لایسبِقِهم سابق و لایلحقهم) نه کسی تا به حال آمده مثل اینها و نه خواهد آمد نه در احد، نه در هیچ چیز، نه در خیبر، نه در خندق هیچ کدام ما ندیدیم در جنگهای أمیرالمؤمنین علیهالسّلام ما ندیدیم، که حضرت این طور بگویند در جنگ جمل، حضرت بگویند کسانی که در این جنگ جمل از ما کشته شدند کسانی هستد که لم یسبقهم سابق و لم یلحقهم لاحق ندیدیم در جنگ صفین ندیدیم در جنگ نهروان ندیدیم، هیچ اینها را ندیدیم فقط در قضیه عاشورا یک همچنین مطلبی آمده و این مال چیست؟! این مال آن مقدار کامل خلوصی است و مقدار کامل بروز و ظهور حقایق عبودیت و تسلیم است که در روز عاشورا از اصحاب امام حسین علیهالسّلام ظهور پیدا کرده به واسطه نور ولایتی که به آنها میخورد! و الا اگر نمیخورد، نه این طور نمیشد. ولذا در جنگ صفین این طور نیست که همه آنها شهید باشند نه دلیلی ندارد جنگ صفین که بالاتر از جنگ زمان پیغمبر صلیاللَهعلیهوآله نیست، یک نفر رفت و از آن خر سفیدی که یکی سوارش بود و خوشش آمد و رفت جنگ بکند بزند، بکشد که خر را بردارد و اتفاقاً طرف زد این را انداخت و سقطش کرد و بعد گفتند که خدا رحمتش کند حضرت فرمودند که این شهید راه خر شد. این شهید چیز نبود این شهید، این رفت خر را بردارد، خر او را برداشت.

