نیت ، ملاک ثواب و عقاب اعمال
20اینی که میفرماید (فَکشَفنَا عَن غِطائِک) این برای دل خوش کنک و یک قضیهای است، خودش هست خدا ایجاد نمیکند، غفلت من در این جا به واسطه آن انصرافی که به خودم داده بودم، خودم را به غفلت و به خواب میزدم با به خواب زدن من و با به غفلت زدن، که آن هم به خواب نرفته، نه هست سر جایش است در روز قیامت آدم چشم باز میکند از دنیا خبری نیست، نگاه میکند میبیند که ا نفسش یک تجرّد پیدا کرده، یک احاطه پیدا کرده، یک قدرت پیداکرده، نسبت به مطالبی که از این مطالب غافل بوده، ولی این مطالب همه بوده همه این مسائل بوده مثل اینکه فرض کنید که برای بعضیها به واسطه مسائل، ناراحتیهایی که پیدا میشود یکدفعه شوکهای عصبی وارد میشود، شوکهایی وارد میشود و بعد آن قسمت حافظه آن قسمت دچار ضربه میشود و این را فراموش میکند به پدرش نگاه میکند مثل اینکه دارد به یک آدم معمولی نگاه میکند به مادرش نگاه میکند انگار به یک زن دارد نگاه میکند، نه برادری میشناسد نه پدری نه مادری نه خویشاوندی نه همسایه هیچ چیز، هیچی، در خیابان دارد راه میرود بعضی از اینها تا آخر عمر همینند، یعنی انگار بر نمیگردد، تمام آن اندوختهها همه در آن به اصطلاح مرتبه نفس که باقی مانده، آن حلقه ارتباط بین نفس و بین ظهور نفس که عبارت است از مغز، آن واسطه و حلقه ارتباط آسیب دیده، البتّه اینها به طریق غیر عادی هم ممکن است برگردند، به این، برگردند بدون اینکه به مغز کاری داشته باشد یک حسابهای دیگری دارد درست شد و تا این آسیب وجود دارد این نمیتواند صوری را که تا به حال در خودش ذخیره کرده آن را اظهار کند یک مرتبه در اثر جریانی یا یک شوک مجدّدی اگر به او وارد شود، در بسیاری از اوقات یکدفعه بر میگردد تکان میخورد، بالا خانه اینها یک خورده تکان میخورد، یکدفعه بر میگردد ا این پدرش است، این مادرش است این برادرش است این خواهرش است. این یعنی یکدفعه کانال عوض میشود، مثل اینکه پیچ را شما بزنید بروید جای دیگر و چیز دیگر، یکدفعه با یک فضای جدیدی این برخورد میکند. خوب این فضای جدید، کی خلق شد؟! خلق نشد این فضا بوده این از او غافل بوده، این از او اطّلاعی نداشته و آن حلقه و رابطهای که باید این را به این فضای جدید برساند آن حلقه نقص پیدا کرده بوده، عیب پیدا کرده بود آن عیب که برطرف میشود، فضای جدید به جای خودش است.

