نیت ، ملاک ثواب و عقاب اعمال
16گاهی میشود که پرونده باید طبقه سوم باشد میآید طبقه اول، از طبقه اول میرود در زیر زمین، از زیر زمین هم میرود توی زمین، میشوداتّفاق میافتد ولی در آن جا، این پرونده این طوری نیست هر پروندهای سر جایش است، درست درست یک میل فرق نمیکند، یک میلی این طور نیست که در این روز قیامت بیایند اعتراض بکنند این چیزها، هیچی برای ما، خدا بیاید بگوید که بفرما و شهادت بدهد ملائکهای که در آن جا ثبت کردند بلند بشوند بیایند فیلمش را به این نشان بدهد تا دیگر حرف نزند جلوی ما، ودیگر عرض اندام نکند بیاورید فیلم را نشان بدهید. البتّه خدا دیگر ملائکه را نمیآورد يوْمَ تَشْهَدُ عَلَيهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يعْمَلُونَ1 درروز قیامت تا بخواهد حرف بزند زبانش تمام آن حکمهایی را که در دنیا کرده زبانش همه را میآید میگوید، مثل نوار میآید همه را میگوید در روز فلان این حرف را زدید تو این کار را کردی در روز فلان، من این جوری گشتم و این شهادت، شهادت زمانی و مکانی نیست شهادت، شهادت وجودی است.
یعنی آن حقیقتی که این زبان در آن حقیقت قرار دارد آن حقیقت لسانیه برای آن شخص روشن میشود. لَقَدْ كنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكشَفْنا عَنْك غِطاءَك فَبَصَرُك الْيوْمَ حَدِيدٌ2 همین است (؟؟؟) شهادت میدهد نه اینکه گوشش را این جوری میگیرد زبانش هم این طوری شروع میکند عین فرفره چرخیدن نه این طوری نیست یا اینکه فرض کنید که گوشش را میگیرد و این دست راست عین ضبط صوت از ایشان صدا در میآید نه، این جوری نیست، یا پا یا قلب یا امثال ذلک نه آن واقعیتی که این جوارح و اعضا در آن واقعیت این عمل را انجام دادند بر اساس خبث باطن و بر اساس عناد و بر اساس اختیار و بر اساس علم و شعور و بر اساس آن صورت مثالیه که این عمل را انجام دادند، آن صورت مثالیه در وجود او تجلّی میکند. و میبینید صورت مثالیه کلماتی را که به ناحق گفته (تشهد) شهادت میدهد. صورت مثالیه کارهای خلافی را که دست انجام داده، آن صورت مثالیه در وجود او ظاهر و وارد میشود فَکشَفنَا عَنک غِطائِک ما پرده برداشتیم یعنی این شهادت، ما پرده برداشتیم یعنی بر تمام آن صورتهای مثالیه مکدّره، چه در دنیا از آن صورتهای مثالیه غافل بودی و خیال کردی حالا که انجام ندادی یا انجام دادی کسی نمیبیند آن صورت مثالیه ظلمانی را ما در وجود تو به تو مینمایانیم، به تو ارائه میدهیم آن صورت مثالیه ظلمت، آن صورت مثالیه فحش و آن صورت مثالیه سب آن صورت مثالیه غیبت، که (الغیبة اشد من الزنا) آن صورت مثالیه تهمت زدن بر بریئ بر انسان بریی و بیگناه تهمّت زدن و او را متهّم به کار نکرده کردن، آن صورت مثالیهای که در این زبان میگردد و بر اساس گردش خلق و ایجاد صورت مثالیه میکند عین کارخانه، مثل چاپخانه آن صورت مثالیه را ما در وجود تو به تو ارائه میدهیم، خوب چه کار میکنیم، بفرمایید داریم میدهیم، دروغ که نیست، دیگر نمیتوانیم بگوییم نمیکند شما مگرالان میتوانید از وجود خودتان خصوصیات خودتان را دفع کنید، شما میتوانید دفع کنید امشب افطار چه خوردید! هی بگویید پلو خورشت فلان خوردم، نخیر نخوردم، نمیشود، این حالتی که در نفستان است این حالتی که در وجودتان احساس میکنید، این حالتی را که الان با آن حالت استمرار دارید مگر میتوانید از خودتان جدا کنید، نمیتوانید.
- سوره النور (٢٤) آيه (٢٤)
- سوره ق (٥٠) آيه (٢٢)

