نیت ، ملاک ثواب و عقاب اعمال
15جمیعا کسی که زنده بکند یک شخصی را مثل این که همه مردم را زنده کرده. من که با اختیار خود و میدانم این عمل من حرام است و میدانم عقاب دارد و حرام است چاقو را بر میدارم اسلحه را برمیدارم و به سمت فرد نشانه میگیرم که او را به قتل برسانم یک مرّتبه وقتی که تکان میدهم این اسلحه را، میبینم که ا این از این گلوله ندارد یا این که فرض کنید که این زبانه در این جا گیر کرده و نمیتواند در این جا شلیک کند. درست شد و در همین موقع آن شخص میرود و من به او دیگر دسترسی پیدا نمیکنم با همین عمل در پرونده من یک قتل نفس محترمه ثبت میشود در روز قیامت با این عملی که من انجام دادم، به رو مرا در آتش جهنّم میاندازند، بی برو برگرد، آن جا هر چه داد بزند که خدایا من انجام ندادم، البتّه نمیتواند داد بزند چشمها، چشم دیگری خواهد شد، افکار، دیگر افکار دیگری خواهد شد. بعد قیاسها و منطقها و قضاوتها قضاوتهای دیگری خواهد شد در آن جا این قتل نفس را این فرد در وجود خودش احساس خواهد کرد گرچه این جا فرض کنید که یک مرتبه از پشت سر چند تا پاسبان میرسند و او را میگیرند و میبرند و از آن طرف هم قاضی میگوید چون کسی را به قتل نرسانده مبری است و اعدامش نمیکنند کسی را نکشته، این رها کردن او و تبرئه او، تبرئه در دنیا و به واسطه حکم ظاهر است ولی در پیشگاه خدا و پروندهای که خدا برای او دارد او تبرئه نشده آن محکوم به یک قتل است، محکوم به قتل است.
امام سجاد علیهالسّلام وقتی که در آن فقره میفرماید: (اللَهم العن بنی امیه قاطبه1 خدایا همه بنی امیه را همه را لعن کن از حضرت سوال میکنند که همه بنی امیه که این کار را نکردند یک عده خاصی بودند و آمدند و به قتل فرزندان پیغمبر خوب اقدام کردند، حضرت میفرمایند: (لأنهم رضوا بعمل آبائهم) چون آنها به عمل پدرانشان راضی بودند مثل اینکه در کربلا شرکت کردند هیچ تفاوت نمیکند!! شخص کربلا نیامده ولی در روز قیامت او را جزو افرادی که در کربلا شرکت کرده، در آن جا به حساب میآورند و میبیند درست است و به خداهم اعتراض نمیکند، میبیند درست است چون آن جا قضاوت فرق میکند آن جا لَقَدْ كنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكشَفْنا عَنْك غِطاءَك فَبَصَرُك الْيوْمَ حَدِيدٌ2 تو در دنیا از این اظهار و ابراز حقایق غافل بودی کاری را که میخواستی بکنی و نتوانستی بکنی جلوی مردم پز میدهی بنده نکردم، نه، آن کسی که عالم هست و اطلاع دارد، میفهمد که تو شریک جرم بودی منتهی نتوانستی و مانعی پیش آمد و این قضیه به اسم کس دیگری تمام شد! ولی این مسئله برای افراد عادی خوب قابل اثبات نیست، همه مردم چشمشان عادی است، نظرشان نظر عادی است (؟؟؟) از کشف حقایق و کشف قضیات و کشف سرائر تو غافل بودی در دنیا به غفلت گذرانید، گفتی هر کاری میکنیم کسی نمیبیند هر عملی انجام میدهیم کسی متوّجه نمیشود مسائل ما این جا که شد (؟؟؟) ما در این جا پرده از جلوی چشمانت برداشتیم حکومتی که در این جا میکنی و قضاوتی که درقیامت میکنی با قضاوت در دنیا تفاوت دارد، قضاوت در روز قیامت تو، با قضاوت در دنیا دیگر فرق کرده است، حالا ببینید این که میگویند ائمه و اولیاء خدا باید متصدّی امور شوند برای همین است آن قضاوتی که آنها میکنند، آن قضاوت، قضاوت روز آخرت (؟؟؟) است ما در روز قیامت چطور این پرده از همه برداشته میشود از جلوی چشم برداشته میشود دیدگان انسان به واقع مطلب روشن میشود وقتی که روشن شد دیگر آن جا قاضی نمیخواهد، دیگر آن جا بینه و شاهد نمیخواهد، نگاه میکند میبیند قتل نفس انجام داده اعتراض نمیخواهد بکند کسی که فهمش عوض بشود باز اعتراض میکند؟! کسی که اصلًا به طور کلی معرفتش تغییر پیدا کند اعتراض میکند؟! کسی که بیایند به او فیلم را نشان بدهند که ما داشتیم از این کاری که میکردی فیلم برمیداشتیم باز هم میتواند انکار بکند؟! نمیتواند، دیگر بیا بفرما بیا این هم سندش این هم مطلب در روز قیامت این طور نیست که پرونده بیارند نشان بدهند بعد افراد بیایند اعتراض بکنند خدایا ما که در دنیا قتل انجام ندادیم، ما که در دنیا زنا انجام ندادیم ما که در دنیا از دیوار مردم بالا نرفتیم، ما که در دنیا شرب خمر نکردیم، ما که در دنیا به یتیم سیلی نزدیم پس چیه در این پرونده ما، تمام اینها را نوشته، ملائکه تو چرت زده بودند به جای مای، پروندهها را قاطی کردند و به جای ما یکی دیگر را آوردند برای ما، خدا میگوید آن چرت زدن و قَر و قاطی کردن پرونده، مال دنیا است در دنیا پروندهها قاطی میشود.
- قسمتى از زيارت عاشورا
- سوره ق (٥٠) آيه (٢٢)

