تبیین معنای ثواب و گناه
16تمام اینها را خداوند به تو اعطا میکند چه قدر انسان میتواند با سلوک عقلانی خود، راه را سریع طی کند میانبر بزند بدون اینکه دردسر داشته باشد بدون این که خودش را به زحمت بیاندازد، و بدون اینکه پدر خودش را در بیاورد، صبح اوّل صبح. اوّل طلوع، موقع خروس خوان و مرغها بلند شود در دکان و مغازه را باز کند و شب هم ساعت یازده و دوازده بیاید و بعد هم بگوید اینهایی که به دست آوردم خیلیاش را در راه خدا میدهم، نه بابا طبق عادی برو سر کارت کرکره بکش بالا بسم اللَه بگو انا انزلنا بخوان و یک آیه الکرسی بخوان و یک یاعلی مدد بگو برو سرِ کار، آنی که میخواهد برود مطب باز کنید مطبش را باز کند، آنی که فرض کنید که میخواهد کار دفترش را انجام بدهد، هر چه به دست آورد در راه خدا بدهد و یک مقداری هم برای زن و بچّه و کارها اینها انجام بدهد این به این راحتی به این خوبی و به این آسایشی و آرامشی خدا برای ما آماده کرده تو سینی گذاشته جلوی ما، بفرمایید، مگر من خدا نیستم مگر برای من نمیخواهید انفاق کنید بیا راحتش را بگیر، چرا میخواهی خودت را به زحمت باندازی؟! برو چهار ساعت کار بکن پول یک ساعت را به فقیر بدهد، به جای اینکه بروی دوازده ساعت کار کنی و نه ساعتش را به فقیر بدهی، من ثوابش را به تو میدهم، کدام آدم احمقی است که این را بگیرد؟! اگر بیاید بله مگر این که خدا بگوید.
اگر بخواهی نه ساعت بکنی من آن قدر میدهم این یک مطلبی! ولی وقتی خود خدا میگوید که قرار از اعطا از من است من این جور با تو معامله میکنم، مگر آدم احمق است؟ خب میرود طبق روال عادی یک مقداری برای کار میگذارد، یک مقداری برای زندگی میگذارد، یک مقدرای برای زن و بچه میگذارد، یک مقداری برای خویشاوندی میگذارد. از نظر وقتی میگویم وقت را یک مقداری برای مطالعه خودش میگذارد، مطالعهاش نمیدانم تفریحش، نمیدانم کارش، بعد وقتی که میبیند یک مقداری زیاد آمد و میتواند کمک کند به کسی قرض بدهد به رفیقش قرض بدهد، به فقرا کمک کند، میتواند انجام بدهد و در نیتش این باشد که اگر بیشتر هم بود من این را انجام میدادم، خدا تمام آنها را به او میدهد ثواب را، این میشود حسن فاعلی و این آقا رفته بود پرده خانه کعبه را گرفته خدایا به من ثروت بده، اتفاقاً خدا هم به او ثروت داد، بسیار خوب، تو ثروت میخواهی من هم میدهم، اتفاقاً فرد بخشندهای بود، این طور هم نبود که بخواهد برای خودش، نه عمل نکند نه بسیار فرد بخشندهای بود خیلی کمک میکرد خیلی دستگیری میکرد، ولی در مرتبه فعل متوقّف شده بود، متوقّف!

