شش دستور اخلاقی در سوره حجرات
11در زمان حضرت رسول صلّی اللَه علیه و آله و سلّم دو زن در ماه رمضان روزه گرفته بودند، نزدیک غروب خیلی گرسنگی و تشنگی بر آنها غلبه کرد بهطوریکه نزدیک بود از حال بروند، و خدمت حضرت رسول فرستادند و عرض کردند: «ما از تاب و تحمّل رفتیم! اجازه میدهید روزۀ خود را افطار کنیم؟» حضرت فرمودند: «اینها روزه نیستند و افطار کردهاند!» و دستور دادند طشتی برای آنها آوردند و به آن دو زن گفتند: «هرچه میتوانید در این طشت
قِیْ کنید!» یکی از آنها در نصف طشت قِیْ کرد بدمٍ عَبیطٍ و لَحمٍ غَریض (خون تازه و گوشت تازۀ جویدهشده)، باز دیگری قِیْ کرد و تمام آن طشت از همان خون تازه و گوشت جویدهشده پر شد. مردم تعجّب کردند که اینها امروز چیزی نخورده بودند و این چیزها در شکم اینها چیست که بیرون آمده است، درحالتیکه میگویند: ما از ناتوانی نزدیک است از پا در بیاییم!
حضرت فرمودند: «این دو از صبح تا به غروب در منزل کنار هم نشستهاند و مشغول غیبت أعراض و نوامیس مردم و بد گویی از حالات آنها هستند، و اینها خیال میکنند که روزه هستند؛ ولی نمیدانند که از چیزهایی که خدا در سایر ایّام حلال کرده است مثل خوردن و آشامیدن، روزه گرفتهاند، ولی به چیزهای حرام افطار کردهاند! آن غیبتهایی که کردهاند، به منزلۀ همین خونها و گوشتهایی است که از برادران مؤمن خود جویدهاند و جوف ملکوتی آنها را پر کرده است!»1
یک روایت دیگر داریم که در محجّة البیضاء از کتاب کافی و تهذیب و من لا یحضره الفقیه از مشایخ ثلاثه روایت میکند:
روزی پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم دیدند که زنی کنیزک خود را سبّ میکند و کلام تند و ناهموار به او میگوید. (سبّ یعنی فحش دادن و شتم کردن.) حضرت دستور دادند غذایی آوردند و گفتند: «از این غذا بخور!» عرض کرد: «یا رسولاللَه، من روزه هستم!» حضرت فرمودند: «وای بر تو! چگونه روزه هستی درحالتیکه زبان خود را به سبّ کنیزک و جاریۀ خود مبتلا کردهای؟! إنّ الصّیامَ لیسَ من الطّعامَ و الشّراب؛ ”روزه فقط خود داری کردن از خوردن و آشامیدن نیست!“»2
- مسند أحمد، ج ٥، ص ٤٣١؛ إحیاء علوم الدّین، ج ١ ـ الجزء ٣، ص ٤٢٩؛ المحجّة البیضاء، ج ٢، ص ١٣٢.
- الکافی، ج ٤، ص ٨٧؛ تهذیب الأحکام، ج ٤، ص ١٩٤؛ من لا یحضره الفقیه، ج ٢، ص ١٠٩؛ المحجّة البیضاء، ج ٢، ص ١٣١.

