شش دستور اخلاقی در سوره حجرات
10مثلاً برادر مؤمن شما قدّش بلند است و شما در پشت سر او میگویید: او قد بلند است! او را به این جمله یاد میکنید و اگر این جمله به گوشش برسد برایش گران است؛ این غیبت میشود. یا او اهل سیگار است و سیگار میکشد و مخفی هم نمیکند، امّا شما پشت سر او بهعنوان تعییب یاد کنید که او سیگاری است، و اگر به گوشش برسد بدش بیاید؛ این غیبت میشود. یا به زن نا محرم نگاه میکند، یا کمفروشی میکند، و خلاصه هر عیبی که در او هست اگر انسان پشت سر او بیان کند بهطوریکه اگر به گوشش برسد بدش میآید، این غیبت میشود. حتّی اگر صفتی در او هست ولی عیب نیست، مثلاً قد بلند بودن و قد کوتاه بودن عیب نیست، بزرگ بودن سر عیب نیست، چاق بودن یا لاغر بودن عیب نیست؛ ولی اگر انسان همین صفات را پشت سر او بیان کند بهطوریکه اگر بشنود ناراحت بشود، این غیبت میشود و حرام است! امّا اگر انسان به او نسبتی بدهد که در او نیست، آن تهمت است! اگر شراب نمیخورد و انسان بگوید: فلان کس شراب خورده است، این که تهمت است! غیبت عبارت است از بیان صفتی که ولو در او باشد، ولی انسان در حضور او بیان نمیکند و پشت سر او بیان میکند، بهطوریکه از شنیدنش ناراحت میشود؛ و انسان باید از این کار اجتناب کند. یکی از محرّمات مسلّمۀ شرعیّۀ اسلام غیبت است.1
غیبت به هر نحو و به هر شکل حرام است. البتّه در بعضی از موارد استثنائاتی شده است؛ مثلاً انسان بین دو برادر مؤمن یا زن و شوهری که اختلاف پیدا شده است میخواهد آشتی بدهد و این آشتی مترتّب بر غیبتی است، این اشکال ندارد؛ یا اینکه اگر بهواسطۀ غیبت جلوی معصیتی گرفته میشود، اشکال ندارد. فقها در کتب فقهیّۀ خود موارد استثنائات غیبت را مفصّل ذکر کردهاند، بالأخص علمای علم اخلاق.2
روایتی از عامه است و ملاّ محسن کاشانی در محجّة البیضاء از غزالی و او ظاهراً از مسند احمد حنبل نقل میکند:
- همان، ص ٥٢٥ ـ ٥٣٩.
- رجوع شود به کتاب المکاسب، شیخ انصاری، ج ١، ص ٣٤٢ ـ ٣٥٨؛ جامع السّعادات، ج ٢، ص ٣٢٠ ـ ٣٢٣؛ معراج السّعادة، ص ٥٦٩ ـ ٥٧١.

