کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی
14ولایت موسی بن جعفر تا ولایت بنده، ولایت از زمین تا عرش خداست! این تفاوت مختصر!، همین! از زمین تا عرش خدا، این تفاوت ولایت بین بنده و موسی بن جعفر است. درست شد؟ او میداند چه کار کند، میداند با شاگردش چکار کند، اینها همه چی است؟ گوشمالی است! موسی بن جعفر خودی و غیر خودی سرش نمیشود، منتسب به من و غیر منتسب سرش نمیشود، موسی بن جعفر حق مطلق است، عصمت مطلق است، برای موسی بن جعفر آن فقیری که به در خانه علی بن یقطین رفته، با آن علی بن یقطین که وزیر اعظم خلیفه عباسی هارون الرشید است، یکی است، یکی است و هیچ تفاوت نمیکند، برای ما اینها فرق میکند، برای ما اگر شخصی یک خرده حساب و کتاب ظاهری داشته باشد، صد و نود درجه، تا کمر خم باید بشویم و شش دفعه بلند شویم و بنشینیم که یک وقتی از دست ما رنجیده نشود. این آقایی که دارای مکنت است، دارای اعتبار است، دارای وجهه سیاسی است، یک روز به درد ما بخورد، یک روز به درد ما برسد. ولی فلان کس بیاید، از دوستان بیاید، اصلا نگاه هم نمیکنیم که کجا نشست، و بلند شد و نمیدانم چه کار کرد ... اینها برای ما است، ولی امام علیهالسّلام برای او، همه افراد یکسانند، نه تنها آن فقیری که خودش از شیعیان أمیرالمؤمنین و منزلش هم کوفه است، نه فقط او چنین مسئلهای دارد، نه! واللَه العظیم! و تاللَه العظیم! اگر یک یهودی، یک نصرانی، یک غیر معتقد به خدا میرفت برای تظلم، غیر معتقد به خدا! ملحد! اصلا خدا را قبول ندشت، بالاتر از این؟! نه یهود، نه هیچی، یک آدم بی دین! ولی به او ظلم شده بود. ظلم! ظا ... لام .... میم ... به او ظلم شده بود، اگر او میرفت پیش علی بن یقطین و همین کار را انجام میداد، واللَه العظیم، قسم میخورم به جان موسی بن جعفر و روز قیامت هم جواب میدهم، که موسی بن جعفر با علی بن یقطین همین کار را انجام میداد، بی برو و برگرد! این امام است! این صاحب ولایت مطلقه است، این صاحب عصمت مطلقه است. به به به! به به به! .... درست؟

