کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی
13وقتی که علی بن یقطین یک اشتباه کرد ... آمد آن شخص پیش علی بن یقطین، کار داشت، شب بود، علی بن یقطین راهش نداد، آن خادم راهش نداد، گفت «الان موقع آمدن است؟ برو! الان علی بن یقطین کار دارد و نمیتواند الان به این مسئله بپردازد» آن مومن هم دل شکسته، آمد و مطلبش را نگفت، آمد و مطلب را نگفت، دلش شکست از این که رفته بود، دیر وقت هم نبود یکی دو ساعت از شب گذشته بود ولی درب بسته است و دیگر نمیتواند ....
از این قضیه گذشت، علی بن یقطین آمد مدینه که به حج برود، وارد مدینه که شد خدمت موسی بن جعفر علیهالسّلام رسید. شب بود، خدمت موسی بن جعفر رسید، دربان آمد در را باز کرد گفت:
برو به امام موسی بن جعفر بگو علی بن یقطین آمده.
حضرت فرمودند ما را با او کاری نیست.
ا؟ عجب! ما را با او کاری نیست؟ خیلی عجیب! خیلی عجیب! اصلا ماند چه کار کرده؟ یک همچنین کاری ... هر چه فکر کرد، من کاری نکردم! من چه کردم؟
(من از این جریاناتها در زمان مرحوم آقا میدیدم و مشاهده میکردم.)
«ما که کاری نکردیم، ما که ظلمینکردیم، ما که به دستور خود حضرت در این مسائل هستیم، ما را با او کاری نیست یعنی چه؟» خلاصه رو کرد به دربان «برو به موسی بن جعفر عرض کن که علی بن یقطین میگوید من از این جا نمیروم تا وقتی که بدانم چه کردهام.» خوب او هم شاگرد امام است و نمیرود، او که میگوید ما را با او کاری نیست، او هم بگوید خداحافظ شما!.
نه!! کاری نیست؟ اگر از این جا بروم، کجا بروم؟ ما را با او کاری نیست یعنی در جهنم! تمام شد!
قضیه تمام! ما را با او کاری نیست یعنی برو دیگر گمشو! گمشو که دیگر تمام زندگیت، تمام دنیات، تمام آخرتت همه بر فنا رفت. و برو در آن جایی که عرب نی نمیاندازد، برو اسفارت گردن خودت، برو دنیا دیگر بر گردن خودت، برو دیگر آخرتت به خودت مربوط است، موسی بن جعفر را دیگر در آخرت نخواهی دید، حساب تو دیگر با موسی بن جعفر تمام شد، تمام شد، قضیه این است. خوب او این کار را نمیکند، هزار بار مرگ برای علی بن یقطین بهتر است تا این که این حرف را از موسی بن جعفر بشنود، این مطلب را از موسی بن جعفر ببیند، اینها همه تربیتهایی است که امام میکند ها! وقتی که امام صاحب ولایت مطلقه است، ما خیال میکنیم این حرفها سبزی و چغندر است! ولایت دارد! فلانی ولایت دارد! ولایت مطلقه دارد! ولایت مقیده دارد! ولایت چی چی دارد! ولایت! ولایت! ولایتی که امام علیهالسّلام دارد، که آن ولایت، ولایت مطلقه تکوینیه تشریعیه الهیه عصمت است. آن ولایت، با ولایت بنده یک کمی تفاوت دارد!! یک کمَکی!! یک مقداری با ولایت بنده، یک مقداری فرق میکند!!.

