کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی
15گفت «برو به موسی بن جعفر بگو علی بن یقطین میگوید من اینجا میایستم تا بمیرم یا ببینیم که چه کردهام، میایستم، من کجا بروم؟ من از زیر این خیمه کجا بروم؟ کجا بروم؟» اگر ما بودیم، خودمان به موسی بن جعفر میگفتیم اگر شما جای ما بودید چه میکردید؟ خب همان کار را برای دوستانت بکن! برای شیعیانت بکن! اگر ما بودیم ... آدم از پیش موسی بن جعفر برود، کجا برود؟ شما بگویید، در این کره زمین کجا برود؟ پیش که برود؟ پیش اراذل و اوباش برود؟ پیش این دنیای لجن زار، لجن در لجن، در هواها، تخیلات، توهمات؟ وای وای وای وای! که آدمی که یک جو، نه بیشتر، فقط به اندازه یک جویی که در آش میریزید، از این جوهای پوست کنده، به اندازه جویی که در آش میریزید، اگر توی کلهاش عقل باشد، از ابناء این دنیا به سماوات فرار میکند. یک جو کافی است برای فرار کردن از اینها، بقیه مغز را آدم باید برای چیزهای دیگر بگذارد. برای دوری از ابناء دنیا همین یک جو بس است! به همین اندازه یک جو کافی است، یک ارزن کافی است، بقیه آنهایی که میگویند مغز در مرد ٨٥٠ گرم است و در زن ٦٠٠ یا ٧٠٠ گرم است، چه قدر است؟ شما بهتر میدانید، صد گرمی کمتر است تا جایی که خواندهایم، این که به ما میگویند آن موقعها این طور بوده. البته احتمال هم دارد که کیفیت آنها بالاتر باشد، یعنی در عین حجم کم، ولی کارآمدی بیشتری داشته باشد، که دارد! که دارد! همین که این مردهای ٨٥٠ گرمی را روی انگشت میچرخانند و هیچ کاری از دست مرد برنمیآید، همین بالاترین اثبات ادعای ما است که آنها عقلشان بیشتر از ما کار میکند ... علیکلحال یک مقداری هم مزاح است. درست شد؟ این مغز ٨٥٠ گرمی، ٨٠٠ گرمی که خدا در این جا قرار داده، ٢ گرمش برای این قضیه کفایت میکند. ٢ گرم، ١ گرم. ٨٤٠ گرم را شما باید برای چیزهای دیگر بگذارید.

