کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی
19پس به هر دستی نباید داد دست *** ای بسا ابلیس آدم روی، هست پس به هر دستی، نباید داد دست. آقا سید جمال گلپایگانی، او هم مرجع بود او هم عالم بود او هم این کتابها را خوانده بود او هم وسایل را خوانده بود او هم تهذیب را خوانده بود او هم اصول و علوم دیگر را فرا گرفته بود او هم این کارها را کرده بود چرا قبول نکرد؟ چون قلبش متصل به أمیرالمؤمنین بود، قبول نکرد اگر متصل نبود، او هم میگرفت، یک جعبه نُقل هم به آنها میداد چرا آقا سید جمال قبول نکرد؟ چون قلبش به نور ولایت روشن بود او میدانست که خدایی هست این وسط، امام زمانی هم این وسط هست، رزاقی هم این وسط هست، ملائکه ای هم هست، اینها را همه میداند که هست. ولی ما نمیدانیم. ما نه خدا را ازش خبر داریم، نه خدا را قبول داریم، نه امام زمان را قبول داریم! امام زمان کی است؟ اسمیگفتهاند، میآید، هر وقت خدا بخواهد ظهور میکند! کی به کی است؟ واقع مسئله این است! شوخی نداریم! شوخی نداریم! چیزی که هست باید گفت. واللَه! و باللَه! ما به وجود امام زمان اعتقاد نداریم! اگر اعتقاد داشتیم این جوری عمل نمیکردیم، این جوری نمیپنداشتیم، مسائل را این طوری بررسی نمیکردیم، اعتقاد نداریم، چرا شوخی کنیم؟ چرا میخواهیم سر مردم کلاه بگذاریم؟ نیست آقا قضیه، همین مردمِ عوام اعتقادشان از ما به امام زمان بیشتر است، همین مردم عادی از ما به امام زمان نزدیکتر هستند، همین مردم عوام امام را در وجود خودشان احساس میکنند، چیزی را که ما در وجود خودمان احساس نمیکنیم! اصلا احساس نمیکنیم! خدا پدر ما را میدهد دستمان! این طور نیست قضایا، همین طوری مسائل بخواهد انجام بشود.
امام زمانی ما داریم، ملائکه ای داریم. حساب و کتابی است، درست؟ این روش، روش اولیاء است که ما باید به دنبال آنها برویم. این روش، روش اهل دنیا است، که باید از این روش پرهیز کنیم. این گوی و این میدان! انشاءاللَه بقیه مطالب، طبق وعده های گذشته، خدمت رفقا انشاءاللَه برای فرصتها و شبهای آینده. امیدواریم که خداوند ما را به این حقایق متحقق کند و فهم ما را باز کند و به ما همت بدهد، از این برکات ماه رمضان ما را نصیب کند، نصیب ما را از این ماه مبارک زیادی علم قرار بدهد. مرحوم آقا رضواناللَهعلیه ایشان میفرمودند «همیشه در دعایتان بگویید اللَهم زدنی علما». یادم هست در خدمت ایشان مکه مشرف بودیم، حج مشرف بودیم، اولین باری که لیوان گرفتیم و آب زمزم را میخواستیم بنوشیم، قبل از انجام طواف، هیچ وقت یادم نمیرود. سِنّم حدود هفده سال بود. هنوز هفده سالم تمام نشده بود ایشان فرمودند که «هر دعایی را که بکنید هنگام شرب آب زمزم، خدا مستجاب میکند» و بعد رو کردیم ما به آقا، یکی از دوستان رو کرد به آقا که «چه دعا کنیم؟» ایشان فرمودند «اللَهم زدنی علما» علم ما را زیاد کن. این دعا، دعایی است که اگر خدا مستجاب کند، دیگر همه چیز برای انسان تمام است. خیلی عجیب است ها! آقا سید جمال که آن طور عمل میکرد، چون علم داشت، علم یعنی همان نوری که راه را باز میکند، ولی آن سایر مساکین و بیچارگان، علم نداشتند. محفوظات داشتند، نوار بودند، یک نوار گذاشته بودند در آنها، و این نوار میچرخید ولی آن حقایق در وجود آنها نقش نبسته بود، لذا کاربرد هم نداشت، کاربرد نداشت، رب زدنی علما، انشاءاللَه امیدواریم خداوند به برکت صاحب ولایت، دست ما از دامان آنها کوتاه نگرداند و در دنیا از زیارت و در آخرت از شفاعتشان محروم نفرماید.

