اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی

14٬686
سال 1430

فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 علّامه طهرانی فقط بر اساس شرع حکم می نمود و راههای فرار از احکام را صحیح نمی دانست. 2 دستور مرحوم آقای حاج سیّد هاشم حدّاد به علّامه طهرانی در ارتباط با مهاجرت به مشهد مقدّس و شروع به تألیف دورۀ علوم و معارف اسلام. 3 برخورد شدید و تند مرحوم آیت اللَه حاج سیّد جمال الدین گلپایگانی با قائم مقام رفیع و عدم دریافت اموال ربوی به عنوان خمس.

کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی

توضیحات:

فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 علّامه طهرانی فقط بر اساس شرع حکم می نمود و راههای فرار از احکام را صحیح نمی دانست. 2 دستور مرحوم آقای حاج سیّد هاشم حدّاد به علّامه طهرانی در ارتباط با مهاجرت به مشهد مقدّس و شروع به تألیف دورۀ علوم و معارف اسلام. 3 برخورد شدید و تند مرحوم آیت اللَه حاج سیّد جمال الدین گلپایگانی با قائم مقام رفیع و عدم دریافت اموال ربوی به عنوان خمس.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

کیفیت تبیین برنامۀ زندگی انسان در دعای ابوحمزۀ ثمالی

9
  • خب آن زمان، زمان رضاشاه بود دیگر. چون قائم مقام، آدم محترمی بود و با بقیه افراد فرق داشت، اهل نماز بود، اهل روزه و این چیزها بود ولی بالاخره در دستگاه ظلم بود. در دستگاه پهلوی و در دستگاه رضا شاه بود. و بعدا با محمدرضا شاه هم ارتباط داشت. یکی از وصیت هایی که شنیدم رضا شاه به فرزندش محمد رضا کرده بود این بود که «قائم مقام را از دست نده. ارتباط با قائم مقام را از دست نده.» چند تا وصیت کرده بود یکی هم به اصطلاح این بود و او با همین محمدرضا شاه خیلی ارتباط داشت. حتی فردی بود که بی اجازه و بی وقت می‌رفت در دربار و اینها ... البته این طوری که نقل می‌کنند ظاهرا دیگر در اواخر عمر اختلافاتی پیدا کرد با ایشان و منجر به قهر شد و با محمدرضا شاه قهر کرد ودیگر به دربار نرفت و تا آخر عمر دیگر با شاه ملاقات نکرد. این را هم بنده شنیدم. ولی در هر حال، مرحوم والد ما وقتی که ایشان فوت کرد، در تشییع او شرکت نکردند. گرچه بسیاری از افراد رفتند ایشان فرمودند «من در تشییع این فرد شرکت نمی‌کنم، درست است که قهر کرد ولی نیامد اعلان مخالفت و اینها بکند.

  • دیگر قهر کرد و جدا بود و دیگر ارتباط نداشت. ولی الحق این کار را انجام داده بود. ولی ایشان شرکت نکردند. شرکت نکردنشان هم این بود که مرحوم آقا با فرزند ایشان بسیار رفیق بودند. البته من دیگر توضیح بیشتری نمی‌دهم ولی با فرزند ایشان بسیار رفیق بودند. و اتفاقا یک جریان جالبی هم برای خود بنده اتفاق افتاد. یعنی مربوط به ما می‌شد. و حتی به خاطرِ ... ببینید چقدر ایشان مرد صریح و صحیحی بود، که پدر یکی از نزدیکترین رفیقان ایشان، از دنیا برود و ایشان بگویند که بخاطر این مسئله ارتباطی که داشته، من در تشییع شرکت نمی‌کنم. و شرکت نکردند. خیلی این قضیه، قضیه مهمی‌است ها! خیلی مسئله مهمی‌است. آن استقامت ایشان را در راهی که انتخاب کرده نشان می‌دهد. که حالا این رفیقش است، خیلی صمیمی‌است، این جا را کوتاه بیا! با این که قهر کرده بود، ولی اگر ارتباط را ادامه می‌داد با دستگاه طاغوت، آن که دیگر هیچ! با این که قهر کرده بود، ولی در عین حال مرحوم آقا این مقدار را کافی برای اقدام به ارتباطات بیشتر ندانستند. پسر ایشان خیلی گرم بود و خیلی با ایشان بود و با مرحوم آقای انصاری هم ارتباط داشت و مرحوم آقای انصاری هم منزل ایشان می‌آمدند، منزل همین پسر می‌آمدند. در آن زمان البته پدر ایشان فوت کرده بود، می‌آمدند و جلساتی داشت در تهران. یک شب، مرحوم آقای انصاری می‌آیند تهران، زمستان بوده و بسیار زمستان سنگین و سرد، خیلی زمستان سردی بوده ایشان به خاطر آقای انصاری مجلس خیلی مفصلی در منزلش قرار می‌دهد منزلش همان موقع در خیابان لاله زار تهران بود آن موقع هم من سه سالم بود، من آن مجلس را در سن سه سالگی بیاد دارم؛ من قضایا و مجالسی که در کمتر از دو سال بوده، تا الان یادم است.

/