اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سیروسلوک یعنی تطبیق برنامۀ زندگی براساس دستورات اولیاء الهی

14٬568
سال 1430

فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 سیر و سلوک الی اللَه عبارت است از تطبیق برنامه زندگی بر اساس دستورات اولیاء الهی. 2 توضیحی در ارتباط با این شعر: صمت و جوع و سَهَر و عُزلت و ذکری به دوام * ناتمامان جهان را کند این پنج تمام. 3 کیفیّت تعامل و ارتباط سالک الی اللَه با استاد. 4 سالکی که خود را به پروردگار متعال می سپارد، عافیت طلبی در نزد او معنا ندارد. 5 آیت اللَه حاج شیخ محمد جواد انصاری می فرمودند: سیر وسلوک عمل کردن به واجبات خمسه است.

سیروسلوک یعنی تطبیق برنامۀ زندگی براساس دستورات اولیاء الهی

توضیحات:

فقره دعا: اِذَا رَأيتُ مَولاي ذُنُوبِي فَزِعتُ، وَ اِذَا رَأيتُ كَرَمَكَ طَمِعتُ 1 سیر و سلوک الی اللَه عبارت است از تطبیق برنامه زندگی بر اساس دستورات اولیاء الهی. 2 توضیحی در ارتباط با این شعر: صمت و جوع و سَهَر و عُزلت و ذکری به دوام * ناتمامان جهان را کند این پنج تمام. 3 کیفیّت تعامل و ارتباط سالک الی اللَه با استاد. 4 سالکی که خود را به پروردگار متعال می سپارد، عافیت طلبی در نزد او معنا ندارد. 5 آیت اللَه حاج شیخ محمد جواد انصاری می فرمودند: سیر وسلوک عمل کردن به واجبات خمسه است.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

سیروسلوک یعنی تطبیق برنامۀ زندگی براساس دستورات اولیاء الهی

4
  • برنامه و دستور سلوکی این راه فقط پرداختن به ذکر و ورد و مسائلی از این قبیل نیست این‌ها جزئی است از آن روش و مرامی‌که یک سالک باید به او بپردازد مهم تطبیق برنامه زندگی است (خیلی جای توجه است) مهم تطبیق برنامه زندگی است بر اساس دستوری که داده می‌شود این است مسئله.

  • من دارم حالا می‌گویم چند درصدش به ذکر و این‌ها است ولی دیگر حرف من است و ایشان نفرمودند و مسئله ذکر و ورد و پرداختن به نماز شب وبیداری و

  • صَمت وجوع وسَهَر وعُزلت وذکری به دوام***ناتمامان جهان را کند این پنج تمام‌
  • صمت خوب سکوت است یک برنامه زندگی است خوب شما فکر کنید که به یک شخص دستور صمت بدهند خوب دیگرهیچ کاری نمی‌تواند انجام بدهد دیگر نه می‌تواند فعالیت کند نه می‌تواند برود جایی نه بیاید می‌گویند آقا فرض کن با فلان شخص نباید صحبت کنی در فلان قضیه اظهار نظر نباید بکنی پس هیچی دیگر تمام شد، در فلان جریان حق صحبت کردن نداری پس الفاتحه، می‌گوید پس مسئله باقی نماند در فلان قضیه شما ساکت باشید شما کنار باشید جوع گرسنگی خوب‌ حالا این گرسنگی را یک کاری می‌شود کرد خیلی به مسائل اجتماعی ارتباطی ندارد. صمت و جوع و سهر، که سهر به معنای بیداری شب است که به قول خواجه شیراز رضوان اللَه علیه که می‌فرمایند:

  • هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ***از یمن دعای شب و ورد سحری بود
  • سهر خیلی عجیب است، سهر به معنای بیداری (نه سحر با ح حُطّی با ه هوَّز) صمت و جوع و سهر و عزلت، عزلت ای داد بیداد عزلت یعنی کناره گیری از اهل دنیا، کناره گیری از های و هوی اهل ظاهر و سر و صدای اهل حوادث و جرائد و پدیده ها، عزلت از این ها، عزلت از ارتباط با افرادی که تمام همّ و غمّ آنها را فقط پرداختن به مسائل عادی و ظاهری آن هم بر اساس توهمات و تخیلات، نه بر اساس حق و انطباق خود و روش خود با آن ممشای حق، نه بر اساس توهمات و تخیلات، عزلت با این افراد خوب اینها چه شد؟ در آخر ذکری به دوام یعنی دائما در حال ذکر انسان باشد و این [لفظ] به دوام گرچه بعضی‌ها فرمودند که ذکر این ذکر به دوام هست یعنی ذکر باید دائم باشد و سالک باید دائما در حال ذکر باشد و در حال توجه باشد تا این که بتواند ادامه مسیر بدهد ولی من تصور می‌کنم که این دوام صفت برای همه [این موارد] است یعنی صمت باید صمت دائم باشد الا در وقت خاص و تکلیف، جوع باید جوع دائم باشد الا در وقتی که انسان مکلف به افطار است سهر و بیداری باید دائم باشد، همیشه انسان باید بیداری شب را داشته باشد عزلت همیشه باید دائم باشد مگر در وقتی که تکلیف در ارتباط با جامعه برای انسان پیش بیاید آن وقت مسئله جدا است و در آن وقت تکلیف به ارتباط مشخص است محدود است، وقتی می‌گویند ارتباط برقرار کن وقتش را هم تعیین می‌کنند افرادش را هم تعیین می‌کنند میزان را هم تعیین می‌کنند کیفیت ارتباط را هم تعیین می‌کنند همین طوری شُلمَه کاری نیست آشِ شله قلمکار که همین طوری با افراد و اینها با هر کسی انسان ارتباط داشته باشد ارتباط با چه کسی و چه فردی و در چه حدی، در چه حدی باید انسان ارتباط داشته باشد که آن ارتباط نیاید و کم کم، کم کم بر آن جنبه استیلاء و استقامت نفس غلبه کند و نفس را در تحت حکومت و سلطه خودش دربیاورد، در آن هنگام دیگر ارتباط مانع طریق است و سدّ راه خواهد بود.

/ 380