حقیقت فطرت
13وقتی که فهمید دیگر کارش تمام است، همین طوری شروع کرد به لرزیدن و تا مدتها این استقرار نداشت و کسی نمیتوانست با او صحبت کند از شدت آن ناراحتی چون واقعیت را دریافت تا حالا با لیت و لعلّ و شاید و انشاءاللَه نمیدانم گربه است و اشتباه کردند و دستگاه عوضی نشانداده و آزمایش و کیسش خراب است و ... ولی دیگر آخرین مطلب را که گفتند و دیگر به جانش این قضیه نشست و مرگ را با تمام وجودش حس کرد یک مرتبه شوک به او وارد شد چرا؟ چون آمادگی برای رفتن ندارد، بیچاره از مرگ میگفت و لکن فقط به زبان بوده مسیرش که در این دنیا خودش طی میکرد مسیر مسیر رفتن به آخرت نبوده، مسیر مسیر ابقاء در دنیا بود، خودش را باقی کند و بچسباند، ابقاء یعنی چسباندن، بچسباند خودش را در این دنیا و الا نسبت به مرگ باید خوشحال بشود که الحمدلله راحت شدیم دیگر شش ماه است و بعدش خلاص و راحت میشویم این شش ماه صبر میکنیم بالاخره تمام شود.
و ایشان در را به رویش بست نقل میکردند افراد میخواستند برای دیدن او بروند با وضعیتی برخورد میکردند که از رفتن پشیمان میشدند اصلا نه سلامی میکرد و نه جوابی میداد و نه وضعیتی داشت چنان در خود رفته بود با این وضعیت این بنده خدا به جای اینکه شش ماه عمر کند به دو ماه نکشید چهار ماه هم خودش زودتر کم کرد از آن پرونده، با همین اوضاع چهار ماه هم کم کرد سر دو ماه رفت فاتحه مع الصلوات، رفت ز دار فنا حجةالاسلام ما رفت انشاءاللَه برو که باید زودتر هم بروی، با این وضعیت و بازی که در این مدت برای مردم درآوردی.
اینها همه چه است؟ به خاطر این است که واقعیت ندارد، واقعیت ندارد این مطالبی که دارد میگوید اگر واقعیت پیدا بکند آن حالت فزع برای او حاصل میشود حالا امام سجاد علیهالسّلام که الان خودش را در وضعیت صلاح میبیند ماه رمضانش این جور دارد طی میشود شبهای رمضانش این جور طی میشود قرآنش و دعایش دارد طی میشود، خوب اینها را هم از خدا میداند این را هم قبول داریم که معرفت امام علیهالسّلام مثل ما نیست، این را از خدا میداند توفیق را از خدا میداند، دستگیری را از خدا میداند و پرداختن به این امور را از خدا میداند، همه اینها را از خدا میداند، ولی بالاخره این نگرش به این که خدایا من وقتی به گناهانم این" نم" از کجا آمد؟ وقتی به گناهانم نگاه میکنم فزع مرا میگیرد این طور حضرت میفرماید:" اذا رأیت مولای ذنوبی فزعت" خوب امام سجاد که گناه نکرده قضیه چه است؟ چرا حضرت این گونه عرضه میدارد؟ خدایا وقتی به گناهانم نگاه میکنم فزع مرا میگیرد، من را وحشت میگیرد وحشت از پیامد، وحشت از عاقبت، وحشت از آن چه را که احساس میکنم و میبینم که بعد از این چه مسائلی گریبانگیر من خواهد شد، این چه توجیه منطقی میتواند داشته باشد؟ همین طور سایر مواردی که داریم در همین دعای ابوحمزه ثمالی که میفرماید که بعدا رفقا بخوانند امسال که هیچی سال دیگر و سالهای بعد فکر نکنم به آن جاها برسیم هر سال نیم صفحه جلو میرویم ولی رفقا دعای ابوحمزه را حتما بخوانند و منتظر توضیح و شرح ما نباشند و خود را از فیوضات این دعای عجیب و غریب که اکسیر حیات اخروی ما است، واقعا اکسیر است، در این دعای ابوحمزه ثمالی امام سجاد تمام پرونده حیات ما را صاف در کف دست قرار داده به ما نشان داده است، ما این هستیم، تمام آن چه که برای ما در طول زندگی پیش خواهد آمد: ارتباطات ما تعلقات ما قطع تعلقات ما افرادی که دور و بر ما هستند، همانهایی که یک روز میروند، همان هایی که تا دیروز فدایت شوم میگفتند امروز سلام میکنی به خاطر رضای خدا جواب سلامت را نمیدهند: نخیر صلاح نیست ایناها منحرف هستند، مرتد هستد، کافرند، مگر نگفتند؟ مگر به بعضیها نگفتند که اینها مرتد شدهاند؟ ما هم شنیدیم دیگر خیلیها از این ور خیابان میرفتیم میرفتند آن طرف خیابان همین دیروز همین حرف را میزد چه شد؟ ما که همان هستیم کم نکردیم زیاد نکردیم وزنمان همان است تغییر و تبدلی هم پیدا نشده پس قضیه چه است؟ اینها همه برکات بود تمام اینها را امام سجاد در این دعای ابیحمزه مو به مو نقل میکرد زنت با تو چطور است، شوهرت با تو چطور است، بچه ات با تو چطور است، همسایه است، دوستت، آشنایت، رفیقت، قوم و خویش و غریبه و غیر غریبه و خیالاتت، تمام سراسر وجود ما را امام علیهالسّلام دارد بیان میکند، لذا برای سالک راه خدا به اعتقاد این حقیر مطالعه و تدبر در دعای ابیحمزه ثمالی فقط اختصاص به ایام ماه رمضان ندارد، تدبر در دعای ابیحمزه ثمالی از اوجب واجبات است، چطور مرحوم آقا میفرمودند عنوان بصری را برای کسانی که سالک راه خدا هستند هفتهای دو مرتبه این روایت عنوان بصری را در جیبم داشتم تا آخر عمر هم داشتند، من دیده بودم میفرمودند من هفتهای دو بار حدیث عنوان بصری امام صادق علیهالسّلام را نگاه میکردم یعنی انسان نیاز دارد به تکرار، نیاز دارد به اینکه چکش مرتب به سرش بخورد، نیاز دارد به اینکه تنبه و تذکر دائما برای او حاصل بشود و الا ....

