اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فطرت

14317
سال 1430

حقیقت فطرت

15
  • یک نگاه که به علامه طباطبایی می‌کردی روح از تنت می‌خواست پرواز کند، با یک نگاه و یک صحبت علامه طباطبایی انگار در این عالم نیستی، این منظور روایت معصوم است، منظور این است دو دقیقه پیش مرحوم آقا می‌نشستی ...

  • یک بنده خدایی بود خدا رحمتش کند مرد فاضلی بود و عالمی بود، مسجد قائم منبر می‌رفت در همین روزهای ماه رمضان بعضی از سالها می‌رفت مرد با صلاحی بود، عالمی بود، فاضلی بود و از آن جایی که ایشان خوب غیر از زی علم و زی روحانیت بعضی از اشتغالات دیگر داشت، اشتغالات حقوقی داشت، ایشان زی و وضعش به نحوی نبود که کاملا در شأن یک روحانی باشد یک سال مرحوم آقا ایشان را دعوت کرد و در مسجد قائم، زمان شاه زمان سابق، صحبت می‌کرد و منبرهای خوبی داشت‌ اهل فضل بود باسواد بود قابل استفاده بود ما کم کم می‌دیدیم این قیافه اش عوض می‌شود، روز پنجم، روز ششم، ریشش بیشتر می‌شد روز دهم که دشداشه می‌پوشید تبدیل به قبا می‌شد روز دوازدهم سیزدهم کم‌کم صحبتهایش عوض می‌شد، تا اینکه قضیه‌ای اتفاق افتاد که فردی اعتراض کرده بود راجع به بنده خدایی و او هم عصبانی شده بود فردا که آمد در مسجد در منبر شروع کرد به تعریف از یک شخصی با اینکه ایشان ناراحت می‌شدند و خوششان نمی‌آمد و تذکر جدی می‌دادند به افراد که آقا این منبر رسول اللَه است من یادم است که بعضی‌ها که می‌خواستند این کار را بکنند می‌گفتد منبر رسول اللَه است این منبر را آلوده به مسائل دنیا نکنید با این حرفهای تند. الان هم همین است! تا طرف تعریف نکند دعوتش نمی‌کنند! پاکتش را کم می‌دهند! سال دیگر دعوتش نمی‌کنند ... اصلا مرام ایشان این نبود راجع به این قضایا مطالبی عرض کردم ایشان رفت بالا و شروع کرد به تعریف کردن به آن فردی که دیگر نبود ولی چون مردم دیروز شاهد جریانات و مطالبی که صحبت شده بود بودند، با این عبارت گفت: آخر مگر کوری؟ نمی‌بینی یک همچنین فردی در این جا نشسته که تمام عمرش را در این کتاب و این علوم و اینها گذرانده؟ مگر کوری و این طور راجع به علما قضاوت می‌کنی؟ از کتاب یک شخص منحرفی که راجع به علما صحبت کرده بود نقل قول می‌کرد و مجلس را به هم زده بود بنده خدا، بعد در ضمن صحبتهایی که کرد این عبارت جالب بود:" من نمی‌دانم این مرد از نظر شخصیتی چه وضعیتی دارد ولی همین قدر این مطلب را احساس می‌کنم که کسی که پیش ایشان بنشیند بخواهد نخواهد تغییر پیدا می‌کند" خیلی عبارت جالبی بود من نمی‌دانم این چه تأثیری این مرد می‌گذارد چه با او صحبت بکنی چه صحبت نکنی همین که با او می‌نشینی تغییر پیدا می‌کنی بله با خودم گفتم بله پیداست تو روز اولی که آمدی و الان که این مطالب را می‌گویی تو خودت شاهد صدقی برای این مسئله هستی.