اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

منشا رغبت و نگرانی امام سجاد علیه السلام از خداوند متعال

14471
سال 1429
جلسات
نسخه عربی

منشا رغبت و نگرانی امام سجاد علیه السلام از خداوند متعال

4
  • این از آن شیعیان درست و حسابی بود گفت ما زیر بار نمی‌رویم این خبرها نیست، حالا آن علی هیچی نگفت، نشست در خانه برای مصلحت، این نیست که ما هیچی نگوییم، این خودش رئیس قبیله بود این‌ها گفتند چکار کنیم؟ گفتند می‌آییم از راهش وارد می‌شود، راهش چیست؟ ارتداد! هر کسی با حکومت اسلام مخالفت کند مرتد است و مرتد جزایش اعدام است، این‌ها گفتند ما زکات نمی‌دهیم به دولت زکات نمی‌پردازیم به دولت به حکومت ابوبکر و این‌ها زکات و این‌ها نمی‌پردازیم آن‌ها هم گفتند نپرداختن مساوی با ارتداد که به آن‌ها می‌گفتند اصحاب ردّه یعنی مرتد، برگشتند مرتد شدند با مرتد باید جنگ کرد کسی که زکات نمی‌دهد باید با او جنگ کرد و او را به راه باید برگرداند. خالد بن ولید با پانصد نفر آمد برای حل کردن این قضیه‌ی مالک بن نویره و جریانش را خب همه می‌دانید، آمدند گفتند با شما کاری نداریم و در موقع نماز سلاح‌ها را گذاشتند زمین، دفعتا مالک بن نویره خودش شمشیر را کشید مالک شمشیر را قایم کرده بود زیر لباسش، یک مرتبه در حال نماز گردن مالک بن نویره را زدند بعد هم بقیه افراد، آن عده که مخالفت کردند، و بقیه هم که تسلیم شدند.

  • برای چه؟ برای این‌که جناب فرمانده‌ی اسلام چشمش به زن مالک بن نویره افتاد و فریفته‌ی او شد! فرمانده اسلام! هان! فرمانده اسلام دیگر! برای خاطر این زد و مالک بن نویره را [کشت‌] گفتند این [ها] دارند نماز می‌خوانند اذان می‌گویند ارتداد چه؟ کشک چی؟ حرف‌ها چیست که دارید می‌گویید؟ کجا این‌ها از دین برگشتند؟ این‌ها دارند نماز می‌خوانند دارند قرآن می‌خوانند! ولی نه آقا! چون با خلافت جناب خلیفه‌ی مسلمین مخالفت کرده است نه نمازش قبول است و نه قرآنش قبول است نه اذانش قبول است هیچی قبول نیست! ببینید این بازی از زمان خلقت آدم بوده تا حالا و [بعداً هم‌] خواهد بود. بازی کردن با عقاید مردم، با الفاظ و عبارات در محوریت دنیا و ریاسات، روی آن محوریت. عبارت را این طرف می‌کنیم آن طرف می‌کنیم دست خودمان است دیگر! چون [به‌] خلیفه‌ی مسلمین (ابوبکر) زکات نداده است می‌شود مرتد، مرتد هم جزایش اعدام است باید [اعدام شود] حالا آن‌ها گفتند خیلی خب بسیار خب ما جزیه می‌دهیم زکات می‌دهیم فلان می‌دهیم، دیگر چرا این کار را می‌کنید؟ این دیگر مال آن است که چشمش می‌افتد به زن مردم، ناموس مردم، شهوت چشمان او را کور می‌کند کور که بوده است کورتر می‌کند و می‌آید شب با زن این فرد زنا می‌کند!