منشا رغبت و نگرانی امام سجاد علیه السلام از خداوند متعال
3تا وقتی که آدم را نمیشناسد هی این دست میکند آن دست میکند بالا میکند پایین میکند، تا یک نشانه انسان میدهد که من کی هستم و با چه کسی ارتباط دارم و کجا میخواهم بروم، رنگش میشود مثل زردچوبه، ای داد بیداد! چیست؟ چه شد؟ چه فرقی کرد؟ اینکه همان است یک آدرس داد رنگت عوض شد؟ هان؟ تقاضایش که فرقی نکرده بود درخواستش که فرق نکرده بود این مال چیست؟ دنیا! دنیا است. کسی که برای خدا بخواهد کاری انجام بدهد دیگر رنگ به رنگ نمیشود سرخ و سفید نمیشود زرد و سیاه نمیشود. من پسر فلانی هستم خب باش بفرمایید بنشینید، صبر کنید مراجعین دیگر که آمدند بروند بعد نوبت شما میشود دیگر چرا سیاه و سفید بشویم یا اینکه در فلان قضیه، آقا این مسئله خلاف است و چه میکنم و پدرت را درمیآورم و چه میکنم بساطی سرت میآورم تا میگویی آقا یک جا مثلا نشانهای فلان! آقا ببخشید اشتباه شده است، بله بله عرض میکنم. مسائل یکدفعه عوض میشود اصلا به طور کلی ماهیت به ماهیت دیگری برمیگردد چرا؟ چون دنیا است. شکلش شکل خدا است حقیقتش دنیا است باطنش دنیا است باطنش دنیا است.
بعد از شهادت رسول خدا، پیغمبر از دنیا به مرگ عادی نرفتند پیغمبر را شهید کردند سم دادند به رسول خدا و رسول خدا را شهید کردند طبق روایت معتبر و صحیح. آمدند خلافت را گرفتند دیگر، از امیرالمومنین خلافت را گرفتند و غصب کردند! برای چه؟ برای وحدت مسلمین که بین مسلمین وحدت میخواهیم ایجاد کنیم چه میکنیم! امیرالمومنین را زدند کنار و زنش را کشتند و بچهاش را کشتند! اینها همه در راه اسلام است! جالب است ها! در راه اسلام دختر پیغمبر هم بمیرد چه اشکال دارد همه برای حفظ اسلام است! نوهی رسول خدا هم بمیرد، کشتند دیگر، سنیها هم نقل کردند. یک عده آمدند گفتند نه آقا! این خبرها نیست گرفتید و زدید و بردید و هر کار غلطی کردید، بقیه هم مثل گاو شما را نگاه کردند این خبرها نیست ما زیر بار نمیرویم! از جملهی آن افراد یکی بود به نام مالک بن نویره، مرحوم آقا هم داستانش را در کتاب امام شناسی آوردند.

