بازنگه داشتن قلب در مواجهه با حق رمز و سرّ سلوک
7این به خاطر چیست؟ به خاطر این است که مسئلهی تزاحم و تنازع در مجردات معنا ندارد این مربوط به مادیات است دعواها همه مربوط به عالم ماده است همه در سر هم زدنها برای ماده است. آنجا این حرفها نیست. لذا آنچه که ملائکه او را بالا میبرند و او را ثبت میکنند آن همان واقعیات ناپیدا و پنهان از انظاری است که هر کسی با آن واقعیاتِ خودش مشغول است. ملائکه با آن کار دارند حالا شما به جای چهار رکعت نماز عشا چهل رکعت بخوان اصلا به این حرفها کاری ندارند، چهل رکعت بخوان به جای دو رکعت نماز صبح دویست رکعت بخوان هرچه میخواهی برو بخوان، من کاری ندارم. آن واقعیتی که داری بر اساس آن واقعیت نماز میخوانی، آن مقدار خلوصت که داری بر اساس آن مقدار در مقابل خدا ایستادی، آن ذهنیتت، آن خاطراتت، آن وضع و حضور تو در این فضا و در این استقبال به پیشگاه الهی، آن حضور را ملائکه ثبت میکنند. چقدر حضور داری؟ در چه افکاری هستی؟ در چه وضعیتی هستی؟ با چه شوقی داری [نماز میخوانی؟] از روی خستگی و ای دَدَم وای، بگذار بخوانیم و الا فردا کتک است و روز قیامت است ...، خوب میشد این دو رکعت را هم خدا برمیداشت و به جایش مغرب را پنج رکعت میکرد، اگر میشد ما میخوابیدیم تا ظهر چقدر خوب بود! بلند شویم بخوانیم بابا! فایده ندارد! گفت در کف شیر نر خونخوارهای غیر تسلیم و رضا کو چارهای.
این ملائکه همین را برمیدارند و میبرند، از نماز این مقدار را برمیدارند، میگویند یک نماز خواند، خدایا نه سر داشت نه ته داشت این طوری، این هم این جوری، از ترس کتک و فردا و فلان و خدا هم گفت خیلی خب، این حدش این قدر است! یک نماز هم امیرالمومنین خواند به آن وضع و نحوی که در آن نماز دیگر ملائکه قادر بر اخذ و حفظ و تقبل نیستند، نماز اولیاء خدا را ملائکه نمیتوانند تقبل کنند بدانید در آنجا خود اتصال با ذات پروردگار است. در شبهای ماه رمضان سال گذشته اگر یاد رفقا باشد مثل اینکه راجع به این مسائل آن طور که در نظر خودم هست، مثل اینکه ما هنوز خیلی پیر نشدیم ها! یک خورده هنوز حافظهی ما ....، مثل اینکه راجع به کیفیت نماز که چطور آن بندهای که به مقام فنا رسیده چطور در موقع نماز دیگر معبودی را نمیبیند، این معبود دیدن و اینکه شما دارید این طرف و آن طرف میشنوید که در عبادت، انسان شخصی را میبیند و او را عبادت میکند این حرفها همه غلط است. اینها عبادتهای عوام است در عبادت عوام انسان خدا را میبیند یعنی احساس میکند و بعد برای او نماز میخواند. در عبادت عوام انسان عابد و معبودی را به دو جنبهی حیثیت عبادت، در دو طرف در نظر میگیرد. در عبادت عوام است که انسان مخاطبی را برای خود تصویر میکند و بعد به آن مخاطب ذهنی خطاب میکند، إِياك نَعْبُدُ وَ إِياك نَسْتَعِينُ، خب خوب هم هست، قاعدتا هم باید این طور باشد، چون عوم است است دیگر، اسمش رویش است. آن افرادی که دارای فهم معانی و مسائل بالا نیستند آن افرادی که .....، همان نماز آقای حداد که عرض کردم خدمتتان که اصلا نمیبیند دارد به کجا نگاه میکند، این چیست؟ در اینجا چه میبیند؟ چه میبیند؟ چه احساسی میکند؟ آن کسی که اصلا وقتی که میگوید اللَه اکبر روایت امام صادق علیه السلام که حضرت در حال خواندن حمد بودند، حضرت به ایاک نعبد و ایاک نستعین رسیدند و یک مرتبه بیهوش شدند و به روی زمین افتادند و از حال رفتند بعد حضرت فرمودند وقتی که گفتم ایاک نعبد و ایاک نستعین هی این مطلب در زبان من تکرار شد و تکرار شد و تکرار شد تا دیدم آن کسی که برای او دارم ایاک نعبد و ایاک نستیعین میگویم خود او دارد از زبان من میگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین، این همان نماز است این همان نمازی است که مرحوم والد نسبت به استادشان آن را نقل میکردند. این چه نمازی است؟ در اینجا که امام صادق دیگر معبودی را نمیبیند میبیند او دارد میگوید او میگوید ایاک نعبد پس این که را میبیند؟ هیچ کس را! کسی را دیگر نمیبیند. اینها مال ماها نیست، ما همین عوامانه، همین عوامانهاش را درست بخوانیم بقیه پیش کش ما، اینها مال ما و مال این حرفها نیست ولی میخواهم بگویم اینها هم هست این مسائل هم هست آیس نباید باشیم مأیوس غلط است، آیس نباید باشیم از رحمت خدا و از لطف خدا نباید ناامید باشیم نباید آیس باشیم.

