بازنگه داشتن قلب در مواجهه با حق رمز و سرّ سلوک
6این چه قدرتی است؟ این به تجرد برمیگردد، در عالم تجرد تزاحم نیست در عالم تجرد تمانع نیست تنازع نیست شما که الان در اینجا نشستید، دیگر رفیقتان نمیتواند در جای شما بنشیند چون بین دو ماده تمانع است و تنازع، ماده دارای حد است حد مکانی است دارای کمّ است و دارای تأین است و تأین مکان است و مکان محدد به حد است و موجب تنازع و تزاحم است ولی در مجردات این طور نیست. دو امر مجرد در آن واحد پیدا میشود. مرحوم آقا میفرمودند در جلسات ذکر، شما نمیبینید که یک امر واحد میآید آن نفوسی که قابلیت برای گرفتن را دارند در آن واحد یکدفعه میبینی شش نفر گرفتند، ایشان میفرمودند اصلا یکی از مؤیدات برای مسئلهی وحدت وجود، همین وحدت وارداتی است که برای افراد مختلف در آن واحد میآید. اگر یک مسئله یک حقیقت واحد نباشد چطور برای دو نفر میآید؟ خب یکی باید این طرف بیاید دو دقیقه دیگر هم آن طرف بیاید دیگر، همان مثلا دو دقیقهی دیگر، اینکه نمیشود در آن واحد بیاید یک آبی که در جوب میآید وقتی که میخواهد در یک مزرعه برود نمیتواند همهی مزارع را دفعی واحدة سیراب کند اول میرود این مزرعه و آب بعدی آن مزرعه و همین طور یکی یکی فلان، اما یکدفعه آب بیاید در همان آن، دفعة واحده هم این زمین سیراب شود و هم آن زمین، نمیشود.
ولی در اینجا میشود. یک وارده میآید و آن یک وارده یکدفعه روی پنج نفر مینشیند آن پنج نفری که در یک سطح هستند، آن پنجتایی که متصل هستند یکی ممکن است در مجلس باشد اما فکرش در خانه باشد خورشت قورمه سبزی که امشب قرار است مخدرهی مجلله آماده کند و بر سر سفره بگذارد! از توی جلسه دارد فکر قورمه سبزی میکند، او برایش نمیآید و همین طور مسائل دیگر و همین طور مسائل دیگر بعد از قورمه سبزی و اما آن کسانی که در حال ذکر متوجه هستند نه به فکر قورمه سبزی یا غیر قورمه سبزی هستند و دل را از همهی تعلقات پاک کردند و فقط نفس به یک جا متصف است این میبینی میآید و آن وارده بر آنجا مینشیند او هم همین طور آن هم همین طور.

