بازنگه داشتن قلب در مواجهه با حق رمز و سرّ سلوک
5حالا این ملائکه بیایند نگاه کنند به اینکه من چه میگویم یا اینکه نه! این پشتی که این پشت من اینجا داریم یک پشتی خاصی باشد و یک دکوری این وسط باشد و یک چیزی هم آنجا باشد و نمیدانم ..... از این بازیها که دوربین قشنگ ما را بگیرد الحمدلله اینجا که دوربین نیست از این راحت هستیم این یک قضیه را ملائکه نمیتوانند به ما ببندند فعلا این یکی نیست حالا از این چیزهایی که ضبط و الی ماشاءاللَه شاید در اینها یک چیزی پیدا کنند از این اموری که مخلّ به صفا و اخلاص و صدق و اینها باشد و الا الحمدلله دوربین که نیست میآیند چکار میکنند؟ نگاه میکنند تو که الان داری میآیی پایین مفاتیح را باز میکنی با چه نیتی آمدی پایین؟ بالا نشسته بودی داشتی مینوشتی چه نیت کردی؟ قصدت چه بود از آمدن اینجا؟ پایین آمدن و با رفقا و دوستانت صحبت کردن و درد دل کردن و مطالب را بیان کردن، در ضمیرت چه میگذشت؟ هان! میروند سراغ او، او را میگیرند تمام شد. دیگر دکور و مکور و این مسائل و .....، خب این نسبت به من، نسبت به رفقا هم که میآیند، آن هم همین طور، من یک جور آنها هم یک جور، هر کسی یک جور، شنونده یک جور گوینده یک جور. سرشان هم کلاه نمیرود در یک آن هم همه را چنان دقیق مگر میشود مثلا جناب آقای سید محمد رضا ایشان با شما صحبت کنند، از این طرف دقیق به مطالب ایشان گوش بدهید از آن طرف آقای فلان صحبت کنند، یک گوش شما ایشان را بشنود و گوش دیگر این، این نمیشود یا اگر بخواهید نصفی از این و نصفی از آن میزنید، دقیق نمیشود، هان! دقیق! ولی این ملائکه که در اینجا هستند آقا چنان دقیقند که در آن واحد تمام افرادی که الان در اینجا هستند هر کدام در ذهن خود مطلبی را میگذرانند و هر کدام در فکر خود خطور دارند همه را در آن واحد ثبت میکنند!

