بازنگه داشتن قلب در مواجهه با حق رمز و سرّ سلوک
4مرحوم آقا میفرمودند وقتی که آقای حداد میگفتند اللَه اکبر، ما وقتی که به چشم ایشان نگاه میکردیم دیگر انگار چشم جایی را نمیبیند! این هم یک نماز است. چشم نگاه میکند ولی جایی را نمیبیند، دیدید دیگر؟ گاهی بچه [ما] بعضی وقتها انسان به جایی خیره میشود، آن هم دارد با او صحبت میکند هرچه دستش را این جوری میکند نمیفهمد حواسش جای دیگری است، بچهها دیدید گاهی خیره میشوند به جایی، انسان نمیتواند آنها را متنبه و متذکر [کند.] وقتی که میگوید اللَه اکبر، نگاه میکند ولی دیگر نگاه نمیبیند، جلویی نمیبیند دیواری نمیبیند افرادی را نمیبیند این کجا رفته؟ این کجا رفته؟ این نَفس کجا رفته؟ در کجاست؟ این نماز را اولیا میگویند به مردم یاد بدهید، این نماز نمازی است که ینهی آنهایی که ایراد میکنند که ما این قدر نماز میخوانیم [پس] چرا این [قدر] گناه میکنیم؟ مگر نداریم إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ العنکبوت، ٤٥ بله جانم! ان الصلاى تنهى عن الفحشا، نه آن صلاتی که در حال نماز عبا را صاف کنیم که یک وقتی کنار نرود عمامه را تحت الحنکش را نیاندازیم که در روایت داریم که مَن تعمم و لم یتحنک فأصابه داء لادواء له فلایل ومنَّ الا نفسه.1
ای کسانی که خود به مردم میگویید که تحت الحنک از امور مؤکدهای است که حتی بعضی قائل به کراهت شدید دارند که شخص متعمم در حال نماز حنک نداشته باشد، حنک یعنی عمامه این که از اینجا میآید این را میگویند حنک، تحت الحنک میگویند چون زیر این گردن قرار میگیرد میرود اینجا، این را میگویند تحت الحنک. آن وقت در اینجا وقتی که ما خود برای نماز، همین حرف را به مردم میزنیم، آن وقت خودمان وقتی برای نماز میایستیم نمیاندازیم، من میبینم در این نمازها، من در حرم و اینها که رفتم آیت اللَه خدا حفظشان کند آیت اللَه شبیری زنجانی ایشان حنک میاندازند در نمازشان، من این را دیدم، ایشان میاندازند و چه قدر کار خوب و کار پسندیده، بله؟ ملائکه به چه نگاه میکنند؟ ملائکه به دکور نگاه میکنند یا به واقعیت؟ به چه نگاه میکنند؟ ملائکه به این نگاه میکنند که من الان دارم در اینجا صحبت میکنم برای رفقا و دوستان، داریم دعای ابوحمزهی ثمالی را برای رفقا مرور میکنیم صحبت میکنیم دلمان خوش است به اینکه عبارات حضرت سجاد را آن هم در شبهای ماه مبارک داریم با خودمان زمزمه میکنیم و مرور میکنیم و به اندازهی فهم خودمان و الا رسیدن به این مبانی، برای من و امثال من هیهات هیهات! به اندازهی فهم خودمان مینشینیم و اینها را و خب آن بزرگان هم میگویند باشد، به اندازهی فهمت بیا بنشین ما قبول داریم کسی نگفته که شما بیا همان طوری که گویندهی این کلمات آن معانی را قصد کرده آن طور بیا بگو، نه! یک همچنین چیزی نیست یک همچنین توقعی اصلا نمیشود، میآییم میگوییم.
- الكافى، ج ٦، ص ٤٦٠.

