منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
4مرحوم آقای حداد به یک بنده خدایی گفتند کارت چیست؟ گفت خیاطی گفت دوزندگی ایشان هم شوخ بودند گفتند هر که کارش هی بود دوزندگی مُردنش بهتر بود از زندگی خیلی ایشان شوخ بودند خیلی اهل شوخی بودند و خیلی اشعار فارسی بلد بودند، مولانا، از اشعار مولانا خیلی میخواندند با همان لهجهی عربی منتهی فارسی را خیلی ملیح.
ما نه! ما به اندازهی یک انگشدانه میگیریم ظرفیت ما یک انگشدانه است دو قطره بیاید پر میشویم سرریز میکنیم خیال میکنیم حالا چه خبر است خیال میکنیم حالا چه خبر است؟ ما؟ کسی نمیتواند به ما نگاه کند کسی نمیتواند حرف بزند، بابا آن دارد خُم خُم و دریا و دریا میخورد صدایش درنمیآید، گرفته نشسته. همه یکی است.
آن آیهی شریفه چه میفرماید؟ اهل فضل علما فقها بفرمایند دیگر أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيةٌ بِقَدَرِها الرعد، ١٧ یک آب از آسمان میآید آبی که از صحاب میآید مطری که از صحاب میآید یک واحد بیشتر نیست آبی که از صحاب میآید در قم، با آنی که در آفریقا میآید با آنکه در آمریکا میآید یکی است با آنکه در مکه میآید، یکی است، یک واحد نه اینکه حالا این در اینجا فرض کنید که اکسیژن و هیدروژن آن کم و زیاد باشد در آنجا .....، نه! صحاب صحاب است صحاب عبارت است از ابرهایی که اینها حامل آب و باران هستند و اینها در اماکن متفرقه، موجب نزول فیض و نزول برکات است. همه جا هم یکی است. هر کسی به اندازهی خود و سعه و ظرفیت خود استفاده میکند هر کسی به اندازهی خودش استفاده میکند. شما وقتی که باران میآید کاسههایی که میگیرد زیر باران، آب نیسان، نشنیدید آب نیسان آب مطر؟ هر ظرف به میزان محدودیت و ظرفیت و سعهی وجودی، این متمتع میشود از این ماء مطر، از این آب باران، کم و زیاد دارد.

