منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
ادعوک یا رب راهبا راغبا راجیا خائفا اذا رأیت مولاى ذنوبى فزعت و اذا رأیت کرمک طمعت فان عفوت فخیر راحم و ان عذبت فغیر ظالم
خب این یک فقره است که با هم ارتباط دارند و همه در یک راستا، یک معنا را دنبال میکنند. حضرت بعد از اینکه [در] فقرات قبل از کیفیت و وضعیت حال خود با خدا خبر میدهد که من این هستم، وضعم این است، از یک طرف امید دارم از یک طرف اوضاع و احوال و کارهایم این است، از یک طرف رجاء دارم و از طرف دیگر اعمال و کردارم خلاف امنیه و مکنون قلب من است.
ادعوک یا سیدى بلسان قد اخرسه ذنبه، من تو را با زبانی میخوانم که گناه او را به خَرس و لکنت و توقف انداخته است. خرس یعنی لال بودن و صحبت نکردن و اخرس یعنی کسی که لال است صحبت نمیکند. گناه او را اینطور کرده است. خیلی این عبارت عبارت عجیبی است من هرچه در این کلمات دعای ابوحمزه فکر میکنم تحقیقا میگویم فکرم به جایی نمیرسد یعنی فکرم الکن است این حضرت عجیب معانی را، ما همینطوری میخوانیم و میرویم، چه معانی دقیق و عجیبی را حضرت در اینجا بیان میکند! من که الان دارم با شما حرف میزنم لال که نیستم چطور شد وقتی با خدا حرف میزنم لال هستم؟ حضرت این را میگوید، ادعوک یا رب بلسان قد أخرسه ذنبه، خب حضرت که دارد صحبت میکند خب زبانش دارد میگردد چطور وقتی که به خدا رسیدیم یکدفعه دهانمان بسته شد؟ مگر میشود یک همچنین چیزی؟ اینکه نمیشود! چه میخواهد حضرت در اینجا بفرماید؟ با خدا چه دارد مناجات میکند؟ عرضهی او به خدا چیست؟
من الان دارم با شما حرف میزنم همین جوری هم با خدا حرف میزنم لال که نیستم! خدایا ما را ببخش خدایا از گناهان ما بگذر اللَهم اغفر ذنوبى استغفراللَه ربى و اتوب الیه خب داریم میگوییم، لال که نیستم! پس چرا حضرت میگوید من لال هستم؟ حضرت هم اینها را دارد میگوید. این دعاهایی که ائمه میخوانند، این مناجاتهایی که ائمه دارند، همین مناجات خمسة عشر صحیفهی سجادیه، مال سید الساجدین امام زین العابدین، دارند با خدا صحبت میکنند دارند با خدا مناجات میکنند دارند عرض حال میکنند، امام سجاد امیرالمومنین امام حسین، همهی اینها، همه یک هدف و یک مقصد یک غایت را تعقیب میکنند همهی ائمه را نگاه کنید میبینید یک حرف دارند میزنند، هیچ پس و پیش ندارد. امروز یکی بیاید بگوید فردا یکی بیاید رد کند.

